همچنان عارف حقايق امور مراد را مىداند از صورى كه ظاهر است در حس ، از آن كه هر چه در حس ظاهر مىشود صورت [ 132 - پ ] چيزى است كه در عالم مثالى است و آن چه در عالم مثالى است صورت معانيى است كه فايض است بر أرواح مجرّده از حضرات الهى . و آن معانى از مقتضيات اسماء است .
پس عارف حقايق وقتى كه صورتى مشاهده كند يا كلامي شود يا معنيى از معانى در دل او واقع شود استدلال مىكند از آن به مبادى آن ، و مراد حق تعالى را از آن مىداند . و از اينجاست كه مىگويند : هر چه در عالم حادث مىشود رسل حق تعالى است كه پيغام حق را به بنده مىرساند . مىداند آن كه مىداند ، و اعراض مىكند از آن چه مقصود است از آن صورت ، آن كس كه نمىداند . چنان كه حق - سبحانه و تعالى - مىفرمايد : « وَكَأَيِّنْ من آيَةٍ في السَّماواتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ » « 1 » . و اعراض ايشان از عدم تنبه ايشان است و از دوام ايشان در خواب غفلت .
و اين مقام را كسى مىداند كه جميع مقامات علوى و سفلى او را منكشف باشد . پس ببيند امر الهى را كه نازل است از حضرت الهى به عرش و كرسى و سماوات و ارض ، و در هر مقامى صورت او را مشاهده كند . بيت :
گر مراقب باشى و بيدار تو
هر دمى بينى جزاى كار تو
گر مراقب باشى و گيرى رسن
حاجتت نبود قيامت آمدن
هين مراقب باش گر دل بايدت
كز پى هر چيز چيزى زايدت
و كل ما يرى في حال النوم فهو من ذلك القبيل ، و إن اختلفت الأحوال .
يعنى : هر چه رسول - عليه السّلام - او را در حال يقظت مىديد از آن قبيل بود كه او را در حال منام مشاهده مىكرد اگر چه احوال مختلف بود ، چه اين در حس بود و آن در خيال . و لكن از آن جهت كه هر يك مثالى و صورتى است معنى حقيقى را هر دو برابر است . و رسول را - عليه السّلام - فرقى نبود ميان يقظت و منام از جهت اطلاع او - عليه السّلام - بر آن معنى كه مراد است از آن صورت محسوسه .
فمضى قولها ستة أشهر ، بل عمره كله في الدنيا بتلك المثابة : إنما هو منام في منام .
پس به قول عايشه در اين شش ماه گذشت بلكه كل عمر رسول
هامش
« 1 » س 12 ى 105 .