كه « * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ) * » 98 « » . و اين مقام را مقام احديّت ( عماء ) مىخوانند . . . چون ذات خداوندى را مجرد از صفات زايده بر ذات اعتبار كنى ، مقام آن را احديت و الهيت خوانند و عماء نيز گويند « 99 » .
علت آفرينش
در بيان علت آفرينش حديثى است كه : داود - عليه السلام - پرسيد كه : يا ربّ لما ذا خلقت الخلق ؟ قال : كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لأعرف « 100 » و ازين حديث علت كون را عشق مىدانند .
در أزل پرتو حسنت ز تجلى دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
و خداوند خود عاشق ديدن خود بود و براى اين ديدار خود مرآتى لازم بود و اين مرآت حقيقت محمدى بود كه : « لولاك لما خلقت الأفلاك » 101 « » :
با محمد بود عشق پاك جفت
بهر عشق او را خدا لولاك گفت « 102 »
و اين عشق همان جامعيتى است كه خداوند راست . و در حقيقت محمدى با جميع اسماء و صفات خود متجلى شده است ، و بار امانتى است كه آسمانها و زمين از قبول آن سر باز زدند : « * ( إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . ) * » 103 « » ، چون استعدادشان را آن جامعيّت نبود كه پذيراى آن باشند ، و قرعهء فال به نام انسان افتاد : « خلق الله آدم على صورته » .
هامش
« 98 » متن ، ص 5 ، س 2 .
« 99 » - متن ، ص 5 ، س 8 .
« 100 » نجم الدين رازى ، مرصاد العباد ( چاپ شمس العرفاء ، انتشارات سنايى ) ، ص 2 . ( اين حديث قدسي مورد عنايت عامه و خاصه است ، رك به فهرست و شرح احاديث ضميمهء متن حاضر ) .
« 101 » اصل حديث بدين صورت است : « لو لا محمد ( ص ) ما خلقت الدنيا و الآخرة و لا السموات و الأرض و لا العرش و لا الكرسي و لا اللوح و لا القلم و لا الجنّة و لا النّار ، و لو لا محمد ما خلقتك يا آدم . ابو إبراهيم مستملى بخارى ، شرح تعرف ، ج 2 ، ص 46 .
« 102 » دفتر پنجم مثنوى ، ص 505 س 24 .
« 103 » - سورهء أحزاب .