در عوض پول سياه 1 چيز ديگر بدهند ( به نهجى كه در مسئله بعد خواهيم 2 گفت ) باكى
نيست . والله العالم .
31 - سئوال : در خصوص مبيع به بيع شرطي ، آيا مشترى قبل از رسيدن أيام خيار
به عنوان بيع لزوم وقطع به ديگرى مىتواند بفروشد يا نه ؟ وهر گاه بفروشد وقتي كه بايع
در زمان أيام خيار به رد مثل ثمن فسخ نمود ، آيا مستحق عين مبيع خود مىشود وبيع
آن مشترى باطل مىشود يا نه ؟
جواب : تصرفات مشترى كه منافى خيار بايع باشد ، صورتي ندارد وجايز نيست
مثل اينكه بفروشد به كسى كه ديگر بايع نمىتواند از أو استرداد نمايد بالمرة آن مبيع
را باطل وعاطل كند . وبعضي آزاد كردن بنده را جايز دانستهاند ، يعنى هر گاه غلامي
را به بيع خيار شرط ، خريده باشد ودر أيام خيار آزاد كند ، مىگويند عتق صحيح است
وهر گاه بايع ، فسخ بيع كند به رد مثل ثمن ، قيمت سوقيه غلام را مىگيرد .
واين قول مشكل است .
بل هر گاه مشترى بفروشد ملكي را كه خريده است به شرط خيار بايع ، قبل از زمان
فسخ بايع به رد مثل ثمن ، واين مشترى جديد هم علم داشته باشد به اين معنى ، وبه
اين نيت بخرد كه هر گاه بايع فسخ نكند لازم باشد واگر فسخ كند به أو رد كند
وثمن را از بايع ثاني استرداد كند ، مانعى ندارد ، بلكه ظاهر اين است كه به تصرف
مشترى دادن در اين أيام تا قبل رسيدن خيار ، به نحوى كه منافى خيار بايع أول نباشد
هم مانعى ندارد ، وبه هر حال اين بيع ثاني ، لازم خواهد بود نسبت به مشترى أول
ومتزلزل خواهد بود نسبت به بايع أول ، وهر گاه مشترى ثاني جاهل باشد به بيع شرط
بودن مبيع ، هر وقت كه مطلع شود مسلط است بر فسخ بيع وهر گاه مطلع نشود تا أيام
هامش
1 : رجوع كنيد به مسئله شماره 6 وپاورقى ذيل آن .
2 : نگاه كنيد به مسئله شماره 36