نه ؟
جواب : واجب است بر بايع كنيز ( هر گاه أو را وطى كرده باشد وآن كنيز بالغ باشد ) اينكه
أو را استبراء كند ، يعنى بعد از دخول ، ديگر با أو جماع نكند تا يك حيض ببيند واشهر
واظهر آن است كه هر گاه در بين حيض ، أو را بفروشد همين حيض هم كافى است واگر تا به
حال ، حيض نديده ولكن در سن كسى است كه حيض مىبيند ، يعنى نه سال أو تمام باشد
چهل وپنج روز با أو جماع را ترك كند وبعد از ان بفروشد ، چنان كه بر مشترى هم واجب
است كه استبراء كند ، به همين قدر ، هر گاه بايع استبراء نكرده
باشد . ولكن هر گاه بايع بعد از دخول وقبل از استبراء بفروشد بيع صحيح است ، مگر
اينكه ظاهر شود كه حامله بوده است از مولى ، در اين وقت معلوم مىشود كه أم ولد بوده
وبيع أو فاسد بوده .
25 - سئوال : هر گاه زيد سه دانگ مزرعه را از عمرو ، بخرد چون خواهد تصرف
كند ، عمرو گويد كه من سه دانگ از هفت دانگ فروختهام وزيد ، بگويد كه من سه
دانگ از شش دانگ خريدهام كه نصف باشد ، چنان كه متعارف است ، حكم آن از چه چيز
است ؟
جواب : أصل در تعيين بعض زمين مشاع وأمثال آن ، به اين است كه به لفظ نصف
وثلث وربع ، يا به جريب وقفيز وذرع وأمثال آن بشود . واما سه دانگ ، پس أصل در
" حقيقت " بودن آن ، مطلقا ، در نصف ، در " عرف عام " ثابت نيست ، 1 به جهت اختلاف
شديد در زمينها وبلاد . پس به اين سبب ، جهالت در بيع به هم مىرسد . خصوصا در
وقتي كه در خصوص مزرعهء مذكوره ، اصطلاح تقسيم به هفت دانگ باشد . بلى هر گاه
مصطلح أهل آن قريه در آن مزرعه بالخصوص تقسيم به شش دانگ باشد وبايع كه از
جملهء أهل آن قريه است ، سه دانگ را بفروشد ومشترى هم همان اصطلاح را داند ، يا
هامش
1 : مطابق نسخ ، وممكن است صورت جمله چنين باشد : پس أصل در " حقيقت مطلق " بودن آن ، در نصف ، در
" عرف عام " ثابت نيست