واما آنكه مستحب نيست براي أو ، كسى است كه عاجز باشد از بيرون آمدن به سبب
مرض يا فقر وعدم تمكن از بيرون آمدن ، يا مانع ايشان مىشوند وبا وجود وجوب
هجرت ، ترك آن از گناهان كبيره است ومستحق تعزير است از حاكم شرع .
483 - سؤال : در صورتي كه جمعى از مسلمين در سر ثغور بلاد مسلمين سكنى
داشته ودر وقت توجه كفار به قتال مسلمين ، بر ايشان راه داده وخود نيز به همراهى
كفار به مقاتله مسلمين اقدام مىنمايند ، چون مسلمين اراده دفع ومجاهده كفار نمايند ،
ايشان راه را بر مسلمين گرفته ، مانع از عبور كردن مىشوند آيا بر ايشان ، حكم محارب
جارى وحد محارب را مستحق مىباشند يا نه ؟ وبر فرض استحقاق حد محارب ، احدى را
در اين باب مأذون فرمايند .
جواب : جواب اين مسائل ، پيش ظاهر شد .
484 - سؤال : در صورتي كه پادشاه ، حكم ومقرر فرمايد به نحوى كه الحال ،
حكم پادشاهى شرف صدور يافته است كه علما وفضلا تصديع نكشيده به امر مدافعه
ومجاهده مشغول نگردند وخودشان را معاف دانند ، در اين صورت اگر يكى از علما
خواهد كه محض تحصيل ثواب وتحريص مسلمين در زمره مجاهدين منسلك ومتلبس
به لباس أهل سلاح شود جايز است يا نه ؟ ودر اين صورت آيا از زي خود بيرون آمده
وخلاف مروت است يا نه ؟ وكسى از علما كه خود بنفسه متوجه جهاد نگرديده ، لكن
در بلاد وامصار ، مسلمين را تحريص وترغيب بر جهاد مىنمايد ، ثواب جهاد مىيابد
يا نه ؟
جواب : بلى جايز است . وآنچه گفتهاند كه فقيه هرگاه متلبس به لباس جندي
شود ، منافاة با مروت دارد در غير صورت قتال ودفاع مشروع است . كدام عالم از جناب
أمير المؤمنين ( ع ) بالاتر است كه اسلحه بر خود مىآراست واقدام به جهاد مىنمود ؟
والدال على الخير كفاعله انشاء الله .
485 - سؤال : هرگاه اين جهاد ودفاع محتاج به اذن مجتهد عصر باشد ، هر كس
را كه لايق وقابل دانند مرخص ومأذون نمايند ومتصدى شرعي نمايند كه مباشر عرف