دو حور ، غبار از روى آن پاك مىكنند ومىگويند مرحبا . ( واين كلمهاى است كه عرب در
تعارف مىگويد ، به جاى آن كه عجم مىگويد خوش آمدى ، صفا آوردى ومشرف ساختى )
وسوم اينكه از جامههاى بهشت به أو مىپوشانند . وچهارم اينكه خزانهدارهاى بهشت ، شتاب
مىكنند هر يكى با بوى خوش از بويهاى خوش بهشت در پيش أو مىدارند . وپنجم آنكه
منزل خود را در بهشت به أو مىنمايند . وششم آن كه به روح أو مىگويند روانه شو ، در بهشت ،
در هر جا كه خوشت آيد . هفتم آن كه نظر مىكند در وجه الهى وآن راحت هر پيغمبرى
وشهيدى ( 1 ) است . ومراد از نظر كردن به خدا مواجه ، با وجود اينكه خدا مثل ما نيست كه
رو ، داشته باشد ، اين است كه حق تعالى چنان نظر لطف ومرحمت ورضاى خود را
متوجه أو مىكند كه گويا خدا را مىبيند . واين تشبيه است از براي نهايت قرب واين
معنى ، يعنى خشنودى الهى ورضاى الهى از براي دوستى الهى برابر هزار بهشت وحور
وقصور است . رزقنا الله وجميع المؤمنين به حق محمد وآله أجمعين .
482 - سؤال : بلادي را كه روسيه غالبند واظهار شعار اسلام نمىتوان ، بر
مسلمين آنجا ترك أوطان بر فرض امكان ، واجب است يا نه ؟ وتارك مهاجرت را عقوبتي
در شرع هست يا نه ؟ وجارى كننده حد ، كيست ؟ ودر صورت احتياج به اذن مجتهد
عصر ، احدى را در اين باب مأذون ( 2 ) فرمايند .
جواب : بلى ظاهر اين است كه هجرت باقي است مادامى كه كفر ، باقي است
وحديثي از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه : " لا ينقطع الجهرة حتى ينقطع التوبة ولا ينقطع
التوبة حتى يطلع الشمس من مغربها " وحاصل مضمون آن اين است كه هجرت تا قيامت
باقي است وحديث أول ، مؤل است به اينكه بعد از فتح مكة ، ديگر هجرت بر أهل مكة
واجب نيست ، چون بعد از فتح ، اسلام شد . وهجرت گاهى واجب است وگاهى سنت
وگاهى هيچ يك نيست ، اما واجب آن است كه در بلاد كفر باشد وعشيره وقبيله ندارد كه
به قوت آنها مىتواند اظهار كرد . ( مثل عباس ، عم پيغمبر ( ص ) ) از براي أو ، مستحب است .
هامش
1 : همان مرجع : ج 20
2 : سؤال كننده مجددا به موضوع اذن وتنفيذ نزديك مىشود ليكن ميرزا توجهى به آن نمىكند .