402 - سؤال : هرگاه كس در به دو سن وأول بلوغش كه عالم به بعضي احكام
شرعي نبوده ونمىدانسته كه بقاى ب احتلام تا صبح يا استمناء كردن موجب فساد صوم
مىشود واستمنا حرام است . وعالم نبوده كه به سبب اينها غسل كردن مترتب مىشود ،
بلكه گمانش اينكه غسل كردن مخصوص است به كساني كه متأهل شدهاند وگمان
مىكرده كه بدون غسل ، نماز وروزهاش صحيح است واين شخص يك سال روزهاش را به
اين عنوان فاسد كرده ، بر أو قضاى تنها ، واجب است يا قضا وكفاره هر دو وبر تقدير
وجوب كفاره ، اگر عاجز باشد چه كند ؟
جواب : هرگاه غافل بالمرة بوده ، به اين معنى كه به اين فكر نيفتاده كه بلكه حكم
خدا غير اين باشد وبايد سؤال كرد وتفحص كرد وچنان مىدانسته كه تكليف أو
همين است وبه همين نهج ، روزه گرفته ، لزوم كفاره بر أو معلوم نيست ، به قضاى تنها
اكتفا كند . ( 1 )
403 - سؤال : هرگاه شخصي قضاى روزه واجبي را نگيرد تا چند ماه رمضان
بگذرد ، آيا يك كفاره كافى است يا بايد متعدد بدهد ؟
جواب : لزوم تعدد كفاره معلوم نيست ، اظهر كفايت يكى است .
404 - سؤال : هرگاه در ذمه ميت نماز وروزه واجب باشد ، قضاى آن بر وارث
واجب است يا نه ؟ وبر فرض وجوب بر كدام يك از وراث واجب است ؟ وفرقى هست
ما بين اينكه به سبب آزار ومرض ترك شده باشد يا به سبب سفر وغير آن ؟ وآيا فرقى
هست ما بين اينكه ميت ، مرد باشد يا زن ؟ وآيا بر فرض وجوب ، هرگاه ميت وصيت كرده
باشد كه از مال أو استيجار كنند ، از ولى ساقط مىشود يا نه ؟ وآيا ولى مىتواند استيجار
اين صوم وصلاة را از براي ميت بكند يا واجب است خود بجا آورد ؟
جواب : اما وجوب قضا بر وارث في الجملة ، پس آن مشهور است در ميان علماى ما ،
هامش
1 : لابد مراد ميرزا " قضاى استحبابي " است وگرنه در مسئله شماره 392 فتوى داد كه كفاره وقضا لازم نيست
با اينكه روزهاش فاسد است . در اينجا نيز احساس مىشود كه خود ميرزا در مورد آن فتوى دچار ترديد شده
وبتدريج آن قول منفرد را رها مىكند وقضا را واجب مىداند .