عدول كرد مگر بعد از ظهور ارجحيت مجتهد ديگر .
خلاصه هر چند علما گفتهاند كه بعد از عمل به قول مجتهدي عدول نمىتوان كرد
در همان مسئله به ديگرى مگر با موت أو ، يا تغيير رأى أو يا ظهور فسق أو ، ولكن اين
سخن بر اطلاق خود باقي نيست ، زيرا كه دليل در آن مسئله همان است كه از باب اختيار
أحد امارتين مجتهد است در أدله شرعيه ، واين دليل همچنانكه در امارتين مجتهد ، بعد
از تبدل به رجحان اماره دوم تمام نيست ورجوع مىكند به أرجح ، مقلد هم بايد چنين
باشد .
وبدان كه اين سخن در وقتي است كه مجتهد أول ، حكم صريح كند به ترك جمعه
مطلقا ولو من باب الاحتياط ، ولكن هر گاه فتوى أو حرمت باشد ، به اين معنى كه تكليف
خود را نماز جمعه فقط داند به عنوان بت نه اين كه از باب احتياط هم جايز نباشد ، پس
امر آسانتر خواهد بود .
290 : سؤال : هر گاه جمع فيما بين جمعه وظهر ، أحوط شد نه واجب ، آيا جمع
نمودن چنانچه موجب كلام وغيبت فيما بين الناس شود ، آيا ترك نمودن در اين صورت
أرجح است يا نه ، بلكه آيا به سبب خوف ملامت ، ترك عبادت بي صورت است يا خير ؟
جواب : هر كس غيبت مىكند خود معصيت كرده وطاعت خود را به آنها داده
عوض غيبت ( أرأيت الذي ينهى عبدا إذا صلى ) . وبه اين جهت نمىتوان ترك احتياط
كرد .
291 : سؤال : هر گاه مأموم قبل از امام تكبير بگويد به اعتقاد اينكه امام تكبير
گفته است وبعد ظاهر بشود كه امام ، تكبيرة الاحرام نگفته بود ، آيا نماز مأموم در اين
صورت باطل است يا بايد قصد انفراد نموده ، نماز را تمام نمايد ؟
جواب : نماز باطل است وقصد انفراد نفعي ندارد ، خصوصا در وقتي كه در حال
ركوع متذكر شود هم باطل است ، چون به نيت اقتدا داخل شده بود وشكى نيست كه
نماز جماعت ونماز فرادى دو نوعند از نماز ظهر ومتباينانند وگاه است كه تباين به
محض نيت حاصل مىشود ، مثل نماز صبح ونافله آن وصبح استيجارى ، كه ميانه آنها