نمىگويند .
276 : سؤال : در صورتي كه ميت را ، هم ولى مرد باشد وهم زن ، واز يك طبقه
باشند ، كداميك مقدمند ؟
جواب : مرد ، مقدم است بر زن ، هر گاه در يك طبقه باشند ، هر چند زن نزديكتر
باشد به ميت ، مگر اينكه مرد ، صغير باشد يا مجنون ، در اين صورت زن مقدم است .
277 : سؤال : هر گاه نماز گزارنده در حال نشسته نداند كه از براي سجود
نشسته ، يا كه از براي اينكه مال نفيسى در پيش رويش گذارده وخوف دزديدن دارد
نشسته ، آيا بايد آنچه أذكار واعمال مشكوكى است به عمل آورد يا سجود نمايد ؟
جواب : بلى بايد افعال مشكوكه ما قبل را كه محل آن نگذشته است بجا آورد ،
حتى ركوع را به جهت آن كه سقوط حكم ، وقتي است كه داخل فعل ديگر از افعال نماز
شده باشد ودر اينجا معلوم نيست .
278 : سؤال : عالمي كه مجتهد نيست وفتوى مىدهد ومسئله مىگويد وحكم
مىكند . در نزد عوام مىگويد " قول خدا ورسول ، چنين است وحقير از قول ايشان
مىگويم " وبه قول مجتهدين حي وكتب آنها عمل نمىكند ومى گويد " كلام خدا
ورسول وأئمة كافى ( 1 ) است ، احتياج به مجتهد حي نداريم " با وجود اينكه قوت ترجيح
مرجحه مسائل ، ندارد . ودر اينجا كتب مجتهدين حي ومقلدين آنها هست ، آيا قول
چنين عالمي معتبر است يا نه ؟ واين شخص عادل وثقه است ونماز كردن با أو صحيح
است يا باطل - ؟
هامش
1 : در عصر ميرزا مداخله استعمار در أمور روحانيت آغاز گرديد كه در سه محور فعاليت داشت :
الف : اخبارى گرائى به صورت مغاير با نحله اخباريون معروف رضوان الله عليهم . كه عبارت بالا ناظر به يك
مصداق از آن است .
ب : توحيد گرائى بر عليه توحيد كه نمونه آن تحريك وتربيت وتشويق محمد عبد الوهاب وغائله وهابى گرى
بود كه منجر به تخريب حرم أئمة طاهرين ( ع ) در حجاز وعراق گرديد .
ج : شعار عدم نياز مسلمين به " متخصص در دين " ، واين كه دين واحكام را همگان مىفهمند . هر سه جريان هنوز
هم ادامه دارد . . .