وهر گاه متمسك شوى به اين كه اين از باب شك بعد از نماز است ، چون صادق است كه
بعد از ظهر شك در نقص وتمام كرده ، با وجود اينكه معارض است به شك بعد از عصر ، بر آن
وارد است آنچه در مسئله سابقه گفتيم كه شك كرده بود در اينكه سهو كرده تشهد بوده
يا سجده . وأحاديث عدول وأحاديث ملحق كردن ركعت ديگر ( در صورتي كه منافى به عمل
نيامده باشد ) هيچكدام شامل ما نحن فيه نيست .
196 - سؤال : هر گاه زن ، حايض باشد وزلزله شود . آيا واجب است بر أو نماز بعد از
رفع حيض يا نه ؟
جواب : هر چند نماز زلزله موسع است ما دام العمر ، لكن چون در حين زلزله ، آن
زن مخاطب به نماز نبوده ، بلكه مخاطب به ترك نماز بوده ، دليلي بر وجوب آن بعد از رفع
حيض نيست . مثل آنكه در حال جنون زلزله حادث شود وبعد از جنون ، عاقل شود .
واين كه بر زن واجب است نماز ظهر هر گاه در آخر روز پاك شود ، به جهت آن است كه
وقت نماز ، مطلقا سبب وجوب است نه محض دلوك ، يعنى دخول زوال . به خلاف نماز زلزله
كه سبب وجوب آن ، خود زلزله است واين سبب در وقت عدم تكليف حاصل شده . واز قبيل
وقت نماز ظهر است حدثى كه سبب آن قبل از بلوغ يا در حال جنون حاصل شده .
وهم چنين است خسوف وكسوف در حال حيض ، يعنى وجوب نماز متعلق نمىشود ،
اما اگر فرض شود كه در اثناى كسوفين طاهر شود وممكن باشد غسل يا تيمم وادراك
نماز ، پس بر أو واجب خواهد بود ، مانند نماز ظهر .
197 - سؤال : هر گاه كسى در ركعت سوم در حال قيام ، يقين كند كه دو سجده از
أو فوت شده وشك كند كه آيا دو سجده از يك ركعت فوت شده يا از دو ركعت ، چه كند ؟
جواب : أصل واستصحاب وعموم " الصلاة على ما افتتحت عليه " واين كه ظاهر عدم
ترك سجدتين است با هم ، مرجح اين است كه از يك ركعت نباشد كه ترك ركن شده باشد
وچون استصحاب حكم شرعي ظاهرا حجت است به معنى اين كه استصحاب مثبت حكم
شرعي باشد ، چنان كه استصحاب طهارت مثبت عدم ناقضيت مذى است ، پس اين استصحاب
مثبت اين مىشود كه بگوييم از دو ركعت ساقط شده ، به اين معنى كه حكم آن را در آن