« گفتيم ابراهيم چنين است » بدانيم . يا اينكه فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ « 1 » را جواب دانسته ، بگوييم : « ندا كرديم اى ابراهيم » ، تقدير جمله بوده است . كه در هر دو صورت جواب « لمّا » [ ناديناه ] فعلى ماضى و مطابق با قواعد نحوى خواهد بود .
ابراهيم عليه السّلام و نسبت نارواى خلق افعال توسط خداوند
سؤال : آيا خداوند اين سخن را از ابراهيم عليه السّلام نقل نفرموده است كه أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ « 2 » آيا ظاهر آيه مقتضى آنكه خداوند اعمال بندگان را مىآفريند نيست ؟ جهت يا عذر ابراهيم عليه السّلام در اين اطلاق [ اسناد ] چيست ؟ پاسخ : كسى كه با دقّت كافى در اين آيه تأمّل كند درمىيابد كه مضمون آن مخالف نظر جبريان « 3 » مىباشد . خداوند متعال در اين آيه مىفرمايد : ابراهيم عليه السّلام قوم خود را به خاطر پرستش بتها و معبود قرار دادن چيزهايى بجز خداوند ، نكوهش كرد و فرمود : أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ « 4 » ، آن حضرت پرستش اشيايى تراشيده شده توسط ايشان را مورد نكوهش خود قرار داد بىآنكه كار آنان [ تراشيدن ] را مورد نكوهش قرار داده باشد و روشن است كه آنان كار خود ( تراشيدن ) را نمىپرستيدند . بلكه خود اشياء تراشيدهشده را مورد عبادتشان قرار مىدادند . سپس فرمود : وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ « 4 » اين كلام را نيز بايد وابسته و متعلّق به جملهء پيش از خود [ و اللّه خلقكم و ما تنحتونه ( خدا ، شما و آنچه را كه مىتراشيده آفريده است ) ] دانست كه مقتضى بازداشتن از پرستش بتهاست . و اين تعلّق ( وابستگى ) حاصل و ممكن نمىشود مگرآنكه معنى جملهء ما تَعْمَلُونَ را « بتهاى تراشيدهشدهشان » بدانيم . [ يعنى خداوند شما و بتهايتان را