براى چه ترك كردهاى .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با شربتى افطار مىكرد و شربتى نيز در سحر مىخورد كه گاهى اوقات شير بود و گاهى اوقات نيز شربتى بود كه نان در آن تريد مىكرد .
در يكى از شبها ، افطار را آماده كردم ، ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دير آمد . من گمان كردم كه برخى از اصحاب ايشان را دعوت كردهاند و من هم از اينرو ، آن شربت را خوردم . ساعاتى بعد از عشاء پيامبر به خانه آمد . از بعضى از همراهانش پرسيدم : آيا پيامبر افطار كرده است ؟ گفتند : نه .
آن شب را با غم و غصهء زيادى خوابيدم كه مبادا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سراغ شربت برود و آن را پيدا نكند . آن شب ، پيامبر گرسنه خوابيد و صبح را نيز روزه گرفت و تا اين لحظه ، اصلا در آن مورد از من سؤالى نكرده است . « 1 »
عايشه گفت : هيچكسى خوشاخلاقتر از پيامبر نبود و هرگاه هريك از اصحاب يا خانوادهء آن حضرت ، ايشان را دعوت مىكردند ، قبول مىكرد . « 2 »
جرير بن عبد اللّه مىگويد : از آن هنگام كه مسلمان شدهام ، هيچ مانع يا حجابى براى ملاقات با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نداشتهام و هرگاه او را ديدهام ، متبسّم و خندان بوده است . « 3 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با اصحابش شوخى مىكرد و با آنها همصحبت و همنشين مىشد و با كودكانشان مهربان بود و آنها را در كنار خود مىنشاند . دعوت انسان آزاده ، برده ، كنيز و مسكين را قبول مىكرد . در دورترين نقاط مدينه
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ص 32 .
( 2 ) . در المنثور ، ج 5 ، ص 250 .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 359 .