انس بن مالك گفت : هنگامى كه كار ما در مورد دفن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمام شد ، فاطمه عليها السّلام را ديدم كه به من فرمود : اى انس ، چگونه توانستيد كه بر صورت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خاك بريزيد ؟
سپس گريه كرد و فرمود : اى پدرى كه دعوت پروردگارت را قبول كردهاى ! اى پدرى كه به نزد پروردگارت رفتهاى ! « 1 »
سيد بن طاووس در كتاب كشف المحجّة ، به فرزندش چنين فرمود : از عجيبترين چيزهايى كه در كتب سنىها ديدهام و طبرى نيز در تاريخ خود آورده ، اين است كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز دوشنبه وفات نمود و در روز چهارشنبه دفن شد ، و در روايتى ديگر آمده است كه : جنازهء ايشان سه روز بر روى زمين قرار گرفته بود ! ! !
و ابراهيم ثقفى در كتاب المعرفة ، جزء چهارم گفته است : بنابر تحقيق مىگويم كه جنازهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سه روز روى زمين بود و بعد دفن شد ؛ چرا كه مردم مشغول كارهاى خلافت ابو بكر و منازعات آن بودند ، و پدرت على عليه السّلام نمىتوانست بدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را رها كند و قبل از آنكه مردم بر آن نماز بخوانند ، آن را دفن كند و مىترسيد كه اگر او را به خاك بسپارد ، او را به قتل برسانند يا اينكه قبر آن حضرت را نبش كنند و ايشان را بيرون آورند . چرا ؟ چون بهانهشان اين بود كه در وقت و در جاى مناسبى دفن نشده است .
خداوند اين مردمان را از رحمت و عنايت خود دور كند كه جنازهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آنطور روى زمين افتاده بود و آنها به دنبال تعيين خليفه بودند ، با اينكه خلافت از نبوت و رسالت سرچشمه گرفته است . آنها با
هامش
( 1 ) . العقد الفريد ، ج 3 ، ص 237 .