و بلكه ، جانم را در طبق اخلاص گذاشتهام و در سختترين جاها كه شجاعان فرار مىكردند و پاها عقب مىكشيد ، من پابرجا ايستادم و اين شجاعتى است كه خدا مرا به وسيله آن گرامى داشته است . »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى وفات نمود كه سرش بر روى سينهام بود و جانش در دستم جارى شد و آن را به صورتم كشيدم . من آن حضرت را غسل مىدادم و فرشتگان كمكم مىكردند و در و ديوار ضجه و زارى مىكردند .
تعدادى از فرشتگان به زمين آمدند و تعدادى به آسمان رفتند و گوش من از صداى آهستهء آنان كه بر آن حضرت نماز مىخواندند ، پر بود . تا اينكه ايشان را در قبر گذاشتم . پس چه كسى در زمان مرگ و زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، از من به او نزديكتر و شايستهتر است ؟ »
من [ مصنف ] مىگويم : گفته شده است كه منظور از جملهء « سالت نفسه فى كفى » دو چيز است :
1 . وزيدن آخرين نفس ، هنگام قطع نفسها .
2 . منظور خون است ؛ چون روايت شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، هنگام مرگ ، كمى خون بالا آورد كه امير مؤمنان عليه السّلام آن را گرفت و به صورت خود ماليد . و خداوند دانا است .
شيخ مفيد مىگويد : بيشتر مردم در كار دفن و كفن پيامبر حضور نداشتند ؛ چون آنها در مشاجره بين انصار و مهاجرين دربارهء خلافت شركت كرده بودند و بيشتر آنها نتوانستند بر پيامبر نماز بخوانند . از اين رو ، حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : واى كه امروز ، چه روز بدى است .
ابو بكر آن را شنيد و به او گفت : همانا امروز براى تو ، روز بدى است . « 1 »
هامش
( 1 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 189 .