« پدر و مادرم فدايت شود ! با مرگ تو چيزى قطع شد كه با مرگ ديگران چنين نشد و آن [ انقطاع ] نبوت و خبر دادن از آسمانها بود .
مصيبت تو در برابر ديگر مرگها قابل قياس نيست و مصيبت تو همه را در غم و اندوه فروبرده است .
اگر دستور نداده بودى كه صبر كنيم و از جزع و فزع دورى نماييم ، آن قدر مىگريستم تا اشكهايم تمام شود و اين درد هميشه براى من باقى بود و ناراحتىام مداوم بود و اينها براى تو كم است ؛ ولى چه كنم كه نمىتوان مرگ را ردّ و دفع كرد . پدر و مادرم به فدايت ! ما را در نزد خداوند ياد كن و ما را فراموش مكن . » « 1 »
در روايت شيخ طوسى آمده است : هنگامى كه امير مؤمنان عليه السّلام كار غسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به پايان رساند ، لباس را كنار زد و صورت خود را بر روى صورت مبارك آن حضرت قرار داد و بوسيد و در نهايت لباس را به حالت اول بازگرداند . « 2 »
در كتاب فقه الرضا عليه السّلام آمده است : هنگامى كه غسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمام شد ، امير مؤمنان عليه السّلام چيزى در چشمان آن حضرت ديد ، پس خود را بر روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انداخت و زبانش را به دور چشمان آن حضرت كشيد و فرمود : اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فدايت ! صلوات خدا بر تو باد كه پاكيزه زندگى كردى و پاكيزه مردى . « 3 »
در كتاب بصائر الدرجات از ابو رافع آمده است : خداوند متعال در روزى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غسل داده مىشد ، با على عليه السّلام نجوا و گفتگو مىكرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ص 355 .
( 2 ) . امالى مفيد ، ص 102 ، ح 4 .
( 3 ) . فقه الرضا ، ص 183 .
( 4 ) . بصائر الدرجات ، ص 431 .