گرفت .
خواهر رضاعى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء اسيران پرسيد . پيامبر به او فرمود :
سهم من و فرزندان عبد المطّلب براى تو ، اما از آنچه براى مسلمين است ، مرا معذور دار . وقتى كه پيامبر فريضهء ظهر را به جا آورد ، خواهر پيامبر ، دختر حليمه ، برخاست و با مسلمانان گفتگو كرد ، پس تمامى مردم سهم خود را به او بخشيدند مگر قرع بن حابس و عيية بن حصن . « 1 »
روايت شده است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هركس از شما بر ديگرى شش حق دارد : آنچه را از فىء نصيبش مىشود از آن به زنان و بچههاى مردم بدهد و آن دو را آزاد كرد . « 2 »
در بيان آنچه در ابتداى عمر شريف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گذشت
در چهار سالگى دايهء او ، حليمه ، او را به مادرش بازگرداند و گفته شده است كه به احتمال زياد ، در آغاز ششسالگى بوده است . در شش سالگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، مادرش آمنه عليها السّلام به همراه پيامبر به ديدار دايىهاى پيامبر در مدينه كه از بنى النجار بودند رفتند . زمانى كه مىخواستند از سفر برگردند ، آمنه عليها السّلام در ابواء ، سرزمينى بين مكه و مدينه ، وفات نمود . « 3 »
خبر وفات آمنه بر امّ ايمن رسيد و او به سوى پيامبر حركت كرد ؛ پيامبر به وسيلهء ام ايمن ، در حالى كه پنج روز از وفات مادر گرامى ايشان مىگذشت ، به مكه آورده شد . ام ايمن كنيز پيامبر بود كه از مادر حضرت به ارث مانده بود و حضانت و سرپرستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به عهده گرفت .
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 136 .
( 2 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 209 .
( 3 ) . تاريخ المدينه ، ج 1 ، ص 117 .