ميسّر شود ، كه طبيب چون بيمارى شناخت . علاج آسان گشت ، و به شنيدن اين قناعت نكنند كه از شنيدن تا دانستن راه دور است . در هر منزلى منزل كنند تا صلاح و فساد آن منزل را به حقيقت بشناسند ، آنگاه از آن منزل سفر كنند .
( 11 ) اى درويش ! مردم غلط عظيم كردهاند ، هرچه را شنيدند ، پنداشتند كه دانستند ، و چون آن را بازگفتند ، پنداشتند كه بهعمل آوردند . و از هريكى ازين منازل راه به خدا هست ، سالك از هركدام منزل كه سلوك آغاز كند ، و بهشرط سلوك كند ، البتّه به مقصد رسد و مقصود حاصل كند . و ازين منازل هيچيك بر يكديگر مقدّم ، و هيچيك مؤخّر نيستند . از هركدام كه سلوك آغاز كند ، روا باشد ، از جهت آنكه جمله مقلّداند ؛ آنچه شنيدهاند ، اعتقاد كردهاند . و همه روز با يكديگر به جنگاند ، و هريك مىگويند كه آنچه حقّ است با ماست ، و ديگران بر باطلاند . و آنكه سلوك را تمام كرد ، و معرفت خدا حاصل كرد ، نه درين منازل است ، وى در مقصد است ، و با همه كس به صلح است . سالك چون به مقصد رسد ، وى مىداند كه ازين منازل كدام دوراند ، و كدام نزديكاند ، و كدام در مقصداند . بايد كه بدانى كه معرفت خدا علامت بسيار دارد ؛ و گفت را اعتبار نيست ، عمل را و علامت را اعتبار است .
( 12 ) اى درويش ! هركه به خدا رسيد ، و خداى را شناخت ، سير الى اللّه تمام كرد ، و با خلق عالم به يكبار صلح كرد ، و هركه بعد از شناخت خدا تمامت جواهر اشيا ، و تمامت حكمتهاى جواهر اشيا كما هى دانست ، و ديد ، سير فى اللّه را تمام كرد ، و همه چيز را دانست ، و هيچچيز نماند كه ندانست . و هيچ شك نيست كه پيغمبر - عليه الصلاة و السلام - به خدا رسيده بود ، خدا را شناخته بود ، كه اين دعا مىكرد .
« اللهمّ ارنا الاشياء كما هى . »
( 13 ) تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم ، اهل هر منزل قاعدهاى و قانونى دارند ، در سخن گفتن . چون منزل ديگر مىشود ، سخن ديگر مىشود .
( 14 ) اى درويش ! از صد هزار سالك كه درين راه درآيند ، يكى به خدا رسد . و خدا را بشناسد ، و از صد هزار سالك كه به خدا رسند ، و خدا را بشناسند ، يكى بدانجا رسد كه اشيا را و حكمت اشيا را كما هى بداند و ببيند ، باقى جمله درين ميان فروروند .
( 15 ) اى درويش ! عالىهمت باش ، و تا زندهاى در كار باش ، كه علم و حكمت خدا نهايت ندارد . و اين بيچاره درين كتب و رسايل كه پيش ازين نوشت ، سخن چهار منزل
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٤١٧