خداى است ، و معرفت خدا كار نور اللّه است و حسّ و عقل و معاش از معرفت خدا بىبهره و بىنصيباند . حواسّ دهگانه كاركنان عقلاند ، و عقل معاش ، پادشاه روى زمين است ، و عمارت روى زمين از وى است . پس كار روندگان آن است كه در سعى و كوشش باشند در صحبت دانا تا به نور اللّه رسند و خداى را بشناسند .
فصل دوّم در بيان منازل روندگان
( 5 ) چون رونده را دانستى ، و مقصد و مقصود روندگان را شناختى ، اكنون بدانكه سؤال ديگر مىكنند ، و مىگويند كه راه چيست ، و منزل چند است .
( 6 ) اى درويش ! اگر سؤال از منازل سير الى اللّه مىكنند ، در سير الى اللّه منازل نيست ، و منزل هم نيست ، بلكه راه هم نيست .
( 7 ) اى درويش ! از تو تا خدا راه نيست ، نه بهطريق طول و نه بهطريق عرض ، يك نكته بيش نيست ، و آدمى مستعدّ را معرفت خدا به يككلمهء دانا حاصل مىشود ، و سير الى اللّه تمام گردد .
( 8 ) اين درويش ! از تو تا خدا راه نيست ، و اگر هست ، راه تويى ، خود را از ميان بردار تا راه نماند ! و به يقين بدانكه هستى خداى را هست و بس . و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است : « خطوتان و قد وصلت . »
بيت
يك قدم بر نفس خود نه ، ديگرى بر كوى دوست * هرچه بينى ، دوستبين ، با اين و آنت كار نيست
( 9 ) و اگر سؤال از منازل مىكنند كه روندگان در آن منازل ساكناند ، و هريك اعتقاد اهل آن منازل دارند ، آن منازل را بياورم ، كه دانستن آن منازل فوائد بسيار است .
( 10 ) اى درويش ! اگرچه در عالم مذاهب بسيار ، و اعتقادات بىشمار است ، امّا جمله اعتقادات را در ده مرتبه كردهاند ، و اعتقادات جمله اهل عالم در آن ده مرتبه جمع است ، و ما آن ده مرتبه را به شرح تقرير كنيم ، كه دانستن آن ده مرتبه فوائد بسيار دارد ، و سالكان را در سير فى اللّه مددى عظيم است ، و دانايان را دانستن آن ده مرتبه ضرورت است از جهت تربيت و پرورش مريدان ، تا بيمارى همه را بدانند ، و علاج همه به آسانى