اجسام است ، و ملكوت عبارت از عالم ارواح است ، و جبروت عبارت از ذات و صفات خداست ، يعنى ملك عالم محسوسات است ، و ملكوت عالم معقولات است ، و جبروت آفريدگار ملك و ملكوت است ، و جبروت را درين منزل اينچنين تفسير كردهاند .
( 22 ) چون اين مقدمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه بعضى مىگويند كه خداى تعالى در ازل ذات و صفات همه چيز را و مقدار همه چيز را دانسته است . اين است معنى تقدير خدا يعنى علم او تقدير اوست . و اين طايفه اهل شيعتاند . و بعضى مىگويند كه خداى تعالى در ازل ذات و صفات همه چيز را و مقدار همه چيز را دانسته است و خواسته است . اين است معنى تقدير خداى ، يعنى علم و ارادت او تقدير اوست . و اين طايفه اهل سنّتاند .
( 23 ) اى درويش ! در ظاهر شريعت حكم خدا و قضاى خدا و قدر خدا و تقدير خدا به يك معنى است و ازين جمله بعضى علم او مىخواهند ، و بعضى علم و ارادت او مىخواهند . اگر علم و ارادت او تقدير اوست ، و علم و ارادت او به جملهء اشيا محيط است به كلّيات و جزئيات عالم ، پس جملهء اشيا به تقدير او باشد ، و ردّ تقدير او به هيچ وجه ممكن نيست و نبود . و علما و مشايخ اين دعا را بسيار خواندند و مىخوانند :
« اللهمّ لا مانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت ، و لا هادى لمن اضللت و لا مضلّ لمن هديت ، و لا راد لما قضيت ، و لا ينفع ذا الجدّ منك الجدّ »
. ( 24 ) اى درويش ! اگر علم او تقدير اوست بر اين تقدير جملهء آدميان در اقوال و احوال و در همه چيز 98 مختار باشند ، هرچه خواهند خورند و هرچه خواهند گويند ، و هر چه خواهند كنند . و اگر علم و ارادت او تقدير اوست ، بر اين تقدير جملهء آدميان در اقوال و احوال و در همه چيز مجبور باشند ، آن خورند و آن گويند و آن كنند كه خدا خواسته باشد از جهت آنكه علم خدا مانع اختيار آدميان نباشد ، امّا ارادت خداى مانع اختيار آدميان باشد .
فصل هشتم در بيان گذشتن صراط
7 ( 25 ) بدانكه اين نزول و عروج روح انسانى به گذشتن صراط مىماند ، از جهت آن كه مىآرند كه صراط چيزى است كه بر روى دوزخ كشيده است ، و از موى باريكتر و