تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
شما اى بىخردان ، و بىخردان ، اى ناكسان و بىپدران ، من كه اين فاجعه را به بار نياوردم و هرگز زيان شما را نخواستم ! .

ترجمه خطبه 37

( پس از فرونشاندن شورش نهروان در سال 38 هجرى در كوفه ايراد فرمود كه شبيه يك سخنرانى است )

1 ويژگىها و فضائل امام على عليه السّلام

آن گاه كه همه از ترس سست شده ، كنار كشيدند ، من قيام كردم ، و آن هنگام كه همه خود را پنهان كردند من آشكارا به ميدان آمدم ، و آن زمان كه همه لب فرو بستند ، من سخن گفتم ، و آن وقت كه همه باز ايستادند من با راهنمايى نور خدا به راه افتادم . در مقام حرف و شعار صدايم از همه آهسته‌تر بود امّا در عمل برتر و پيشتاز بودم ، زمام امور را به دست گرفتم ، و جلوتر از همه پرواز كردم ، و پاداش سبقت در فضيلت‌ها را بردم . همانند كوهى كه تند بادها آن را به حركت در نمىآورد ، و طوفانها آن را از جاى بر نمىكند ، كسى نمىتوانست عيبى در من بيابد ، و سخن چينى جاى عيب جويى در من نمىيافت . خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم ، و نيرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او باز ستانم .

2 علّت سكوت و كناره گيرى از خلافت

در برابر خواسته‌هاى خدا راضى ، و تسليم فرمان او هستم ، آيا مىپنداريد من به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دروغى روا دارم ؟ به خدا سوگند ، من نخستين كسى هستم كه او را تصديق كردم ، و هرگز اوّل كسى نخواهم بود كه او را تكذيب كنم . در كار خود انديشيدم ، ديدم پيش از بيعت ، پيمان اطاعت و پيروى از سفارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر عهده دارم ، كه از من براى ديگرى پيمان گرفت . ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اگر در امر حكومت كار به جدال و خونريزى كشانده شود ، سكوت كن )

ترجمه خطبه 38

( در سال 37 هجرى پس از جنگ صفّين و ماجراى حكميّت در تعريف « شبهه » فرمود ، برخى خطبهء ( 38 و 41 را يك خطبه مىدانند ) .

ضرورت شناخت شبهات

شبهه را براى اين شبهه ناميدند كه به حق شباهت دارد . امّا نور هدايت كنندهء دوستان خدا ، در شبهات يقين است ، و راهنماى آنان مسير هدايت الهى است ، امّا دشمنان خدا ، دعوت كنندهءشان در شبهات گمراهى است ، و راهنماى آنان كورى است . آن كس كه از مرگ بترسد نجات نمىيابد ، و آن كس كه زنده ماندن را دوست دارد براى هميشه در دنيا نخواهد ماند . « 1 »
هامش
( 1 ) اشاره است به آنان كه بىتفاوت شده خواهان زندگى و رفاه بودند ، مانند سعد وقّاص كه پس از آغاز فتنه‌ها در خانه نشستند .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 91 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى