زشت باد روى شما و از اندوه رهايى نيابيد كه آماج تير بلا شديد ! . به شما حمله مىكنند ، شما حمله نمىكنيد ؟ ! با شما مىجنگند ، شما نمىجنگيد ؟ ! اين گونه معصيت خدا مىشود و شما رضايت مىدهيد ؟
وقتى در تابستان فرمان حركت به سوى دشمن مىدهم ، مىگوييد هوا گرم است ، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد ، و آنگاه كه در زمستان فرمان جنگ مىدهم ، مىگوييد هوا خيلى سرد است بگذار سرما برود . همهء اين بهانهها براى فرار از سرما و گرما بود ؟
وقتى شما از گرما و سرما فرار مىكنيد ، به خدا سوگند كه از شمشير بيشتر گريزانيد !
3 مظلوميّت امام عليه السّلام ، و علل شكست كوفيان
اى مرد نمايان نامرد ! اى كودك صفتان بى خرد كه عقلهاى شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد ! چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمىديدم و هرگز نمىشناختم ! شناسايى شما - سوگند به خدا - كه جز پشيمانى حاصلى نداشت ، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد .
خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون ، و سينهام از خشم شما مالامال است ! كاسههاى غم و اندوه را ، جرعه جرعه به من نوشانديد ، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى ، رأى و تدبير مرا تباه كرديد ، تا آنجا كه قريش در حق من گفت :
« بى ترديد پسر ابى طالب مردى دلير است ولى دانش نظامى ندارد » خدا پدرشان « 1 » را مزد دهد ، آيا يكى از آنها تجربههاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد ؟ يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد ؟ هنوز بيست سال نداشتم ، كه در ميدان نبرد حاضر بودم ، هم اكنون كه از شصت سال گذشتهام . امّا دريغ ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند ، رأيى نخواهد داشت .
ترجمه خطبه 28
( اين خطبه را در يكى از روزهاى عيد فطر ايراد فرمود )
دنيا شناسى
پس از حمد و ستايش الهى ، همانا دنيا روى گردانيده ، و وداع خويش را اعلام داشته است ، و آخرت به ما روى آورده ، و پيشروان لشكرش نمايان شده . آگاه باشيد ! امروز ، روز تمرين و آمادگى ، و فردا روز مسابقه است ، پاداش برندگان ، بهشت ، و كيفر عقب ماندگان آتش است . آيا كسى هست كه پيش از مرگ ، از اشتباهات خود ، توبه كند ؟ آيا كسى هست كه قبل از فرا رسيدن روز دشوار قيامت ، اعمال نيكى انجام دهد ؟ .
آگاه باشيد ! هم اكنون در روزگار آرزوهاييد ، كه مرگ را در پى دارد ، پس هر كس در ايّام آرزوها ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، عمل نيكو انجام دهد ، بهرمند خواهد شد ، و مرگ او را زيانى نمىرساند ، و آن كس كه در روزهاى آرزوها ، پيش از فرارسيدن مرگ كوتاهى كند ، زيانكار و
هامش
( 1 ) جملهء دعائيّه است كه گاه در نكوهش و كنايه زدن به كار مىرود .