بر فرزند نهد ، خوب تربيتش كند ، و او را قرآن بياموزد « 1 » .
حكمت 400
شناخت واقعيّتها و خرافات
( علمى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : چشم زخم حقيقت دارد ، استفاده از نيروهاى مرموز طبيعت حقيقت دارد ، سحر و جادو وجود دارد « 2 » ، و فال نيك راست است ، و رويداد بد را بد شگون دانستن ، درست نيست ، بوى خوش درمان و نشاط آور ، عسل درمان كننده و نشاط آور ، سوارى بهبودى آور ، و نگاه به سبزه زار درمان كننده و نشاط آور است .
حكمت 401
ضرورت هماهنگى با مردم
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هماهنگى در اخلاق و رسوم مردم ، ايمن ماندن از دشمنى و كينههاى آنان است .
حكمت 402
ضرورت موقعيّت شناسى
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( شخصى در حضور امام سخنى بزرگتر از شأن خود گفت ، فرمود ) پر در نياورده پرواز كردى ، و در خردسالى آواز بزرگان سر دادى !
( شكير ، نخستين پرهايى است كه بر بال پرنده مىرويد و نرم و لطيف است و سقب ، شتر خردسال است زيرا شتر بانگ در نياورد تا بالغ شود . )
حكمت 403
پرهيز از كارهاى گوناگون
( علمى ، اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه به كارهاى گوناگون پردازد ، خوار شده ، پيروز نمىگردد !
حكمت 404
تفسير لا حول و لا قوة إلا بالله
( علمى ، تفسيرى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( از امام معنى لا حول و لا قوة إلا بالله ، را پرسيدند . پاسخ داد : ) ما برابر خدا مالك چيزى نيستيم ، و مالك چيزى نمىشويم جز آنچه او به ما بخشيده است ، پس چون خدا چيزى به ما ببخشد كه خود سزاوارتر است ، وظايفى نيز بر عهدهء ما گذاشته ، و چون آن را از ما گرفت تكليف خود را از ما بر داشته است .
حكمت 405
جاهلان متظاهر به دين
( اعتقادى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( چون عمّار پسر ياسر با مغيرة بن شعبه « 3 » بحث مىكرد و پاسخ او را مىداد ، امام به او فرمود ) اى عمّار ! مغيره را رها كن ، زيرا او از دين به مقدارى كه او را به دنيا نزديك كند ، برگرفته ، و به عمد حقائق را بر خود پوشيده داشت ، تا شبهات را بهانهء لغزشهاى خود قرار دهد .
حكمت 406
اخلاق تهيدستان و توانگران
( اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : چه نيكو است فروتنى توانگران برابر مستمندان ، براى به دست آوردن پاداش الهى ، و نيكوتر از آن خويشتندارى مستمندان برابر توانگران براى توكّل به خداوند است .
حكمت 407
ارزش عقل
( علمى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خدا عقل را به انسانى نداد جز آن كه روزى او را با كمك عقل نجات بخشيد .
حكمت 408
سر انجام حق ستيزى
( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هر كس با حق در افتاد نابود شد .
حكمت 409
هماهنگى قلب و چشم
( علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : قلب ، كتاب چشم است ( آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند ) « 4 »
حكمت 410
ارزش پرهيزگارى
( اخلاقى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : تقوا در رأس همه ارزشهاى اخلاقى است .
هامش
( 1 ) نقد تفكّر : پاترناليسمmsilanretaP( پدر سالارى ) بلكه در روابط پدر و فرزند حقوق متقابل مطرح است .
( 2 ) اشاره به علم : ماجيك لوژىygOL - cigaM( سحر شناسى )
( 3 ) مغيرة بن شعبه يكى از چهار نفرى است كه به مكر و حيله و زيركى چونان معاويه و عمرو عاص و زياد بن ابيه ، معروف بود و دشمنى خاصّى با اهل بيت عليهم السّلام داشت .
( 4 ) بابا طاهر رباعيّات ص 7 :ز دست ديده و دل هر دو فرياد * كه هر چه ديده بيند دل كند ياد .