تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
گرد آورده‌اند . گروهى ديگر ، منكر را با زبان و قلب انكار كرده ، امّا دست به كارى نمىبرند ، پس چنين كسى دو خصلت از خصلت‌هاى نيكو را گرفته و ديگرى را تباه كرده است . و بعضى منكر را تنها با قلب انكار كرده ، و با دست و زبان خويش اقدامى ندارند ، پس دو خصلت را كه شريف‌تر است تباه ساخته‌اند و يك خصلت را به دست آورده‌اند . و بعضى ديگر منكر را با زبان و قل و دست رها ساخته‌اند كه چنين كسى از آنان ، مرده‌اى ميان زندگان است « 1 » . و تمام كارهاى نيكو ، و جهاد در راه خدا ، برابر امر به معروف و نهى از منكر ، چونان قطره‌اى « 2 » بر درياى موّاج و پهناور است ، و همانا امر به معروف و نهى از منكر ، نه اجلى را نزديك مىكنند ، و نه از مقدار روزى مىكاهند ، و از همهء اينها برتر ، سخن حق در پيش روى حاكمى ستمكار است .

حكمت 375

مراحل شكست در مبارزه

( سياسى ، نظامى ، اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( از ابى جحيفه « 3 » نقل شد ، گفت از امير مؤمنان شنيدم كه فرمود عليهم السّلام ) اوّلين مرحله از جهاد كه در آن باز مىمانيد ، جهاد با دستانتان ، سپس جهاد با زبان ، و آنگاه جهاد با قلب‌هايتان مىباشد ، پس كسى كه با قلب ، معروفى را ستايش نكند ، و منكرى را انكار نكند ، قلبش واژگون گشته ، بالاى آن پايين ، و پايين قلب او بالا قرار خواهد گرفت .

حكمت 376

سر انجام حق و باطل

( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : حق سنگين امّا گواراست ، و باطل ، سبك امّا كشنده .

حكمت 377

ضرورت ترسيدن از عذاب الهى

( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بر بهترين افراد اين امّت از عذاب الهى ايمن مباشيد زيرا كه خداى بزرگ فرمود . « از كيفر خدا ايمن نيستند جز زيانكاران » و بر بدترين افراد اين امّت از رحمت خدا نوميد مباشيد زيرا كه خداى بزرگ فرمود . « همانا از رحمت خدا نوميد نباشند جز كافران »

حكمت 378

آثار شوم بخل ورزى

( اخلاقى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بخل ورزيدن كانون تمام عيب‌ها ، و مهارى است كه انسان را به سوى هر بدى مىكشاند .

حكمت 379

اقسام روزى و پرهيز از حرص زدن

( اقتصادى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اى فرزند آدم ! روزى دو گونه است ، روزيى كه تو آن را جويى ، و روزيى كه تو را مىجويد ، كه اگر به سراغش نروى به سوى تو آيد . پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه ، كه بر طرف كردن اندوه هر روز از عمر تو را كافى است . اگر سال آينده در شمار عمر تو باشد همانا خداى بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد ،
هامش
( 1 ) شخصى در ميان سخنرانى امام برخاست و پرسيد : ميّت الاحياء ( زندگان مرده ) چه كسانى هستند ، امام سخنرانى را قطع كرد و پاسخ او را داد . ( 2 ) نفثة يعنى آب دهانى كه آن را بيرون اندازد . ( 3 ) نام او وهب بن عبد اللَّه سوائى است كه زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حالى كه كودك بود درك كرد ، امير المؤمنين عليه السّلام او را بر بيت المال كوفه گمارد و او را وهب الخير مىناميد كه در سال 72 هجرى درگذشت . « قاموس الرّجال ج 9 ص 264 »
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 721 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى