حكمت 328
وظيفهء سرمايهداران
( اقتصادى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايهداران قرار داده است ، پس فقيرى گرسنه نمىماند جز به كاميابى توانگران ، و خداوند از آنان در بارهء گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد .
حكمت 329
بىنيازى از عذر خواهى
( اخلاق اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بىنيازى از عذر خواهى ، گرامىتر از عذر راستين است .
حكمت 330
مسؤوليت نعمتها
( اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود :
كمترين حق خدا بر عهدهء شما اينكه از نعمتهاى الهى در گناهان يارى نگيريد .
حكمت 331
ارزش اطاعت و بندگى
( عبادى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خداى سبحان طاعت را غنيمت زيركان قرار داد آنگاه كه مردم ناتوان ، كوتاهى كنند .
حكمت 332
مسؤوليّت رهبرى
( سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : حاكم اسلامى ، پاسبان خدا در زمين اوست .
حكمت 333
روانشناسى مؤمن
( علمى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( در توصيف مؤمن فرمود ) شادى مؤمن در چهرهء او ، و اندوه وى در دلش پنهان است ، سينهاش از هر چيزى فراختر ، و نفس او از هر چيزى خوارتر است . برترى جويى را زشت ، و رياكارى را دشمن مىشمارد ، اندوه او طولانى ، و همّت او بلند است ، سكوتش فراوان ، و وقت او با كار گرفته است ، شكرگزار و شكيبا و ژرف انديش است . از كسى درخواست ندارد و نرمخو و فروتن است ، نفس او از سنگ خارا سختتر امّا در ديندارى از بنده خوارتر است .
حكمت 334
ياد مرگ و آرزوها
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بندهء خدا أجل و پايان كارش را مىديد ، با آرزو و فريب آن دشمنى مىورزيد .
حكمت 335
آفات اموال
( اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : براى هر كسى در مال او دو شريك است : وارث ، و حوادث .
حكمت 336
مسؤوليّت وعده دادن
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه چيزى از او خواستهاند تا وعده نداده آزاد است .
حكمت 337
ضرورت عمل گرايى
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : دعوت كنندهء بىعمل ، چون تير انداز بدون كمان است .
حكمت 338
اقسام علم
( علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : علم دو گونه است : علم فطرى و علم اكتسابى ، علم اكتسابى اگر هماهنگ با علم فطرى « 1 » نباشد سودمند نخواهد بود .
حكمت 339
قدرت و حاكميّت انديشه
( سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : استوارى رأى با كسى است كه قدرت و دارايى دارد ، با روى آوردن قدرت ،
هامش
( 1 ) علومى كه انسان در طبيعت و فطرت خود آن را مىيابد و زمينههاى يافتن آن را دارد ( مطبوع ) است ، و علومى كه با درس و بحث آن را بدست مىآورد ( مسموع ) مىباشد ، اشاره به علم : اين تيوشنnoitiutnI( علم حضورى ، درك مستقيم ) و برگسونيسمmsinosgreB( درون بينى يا درك مستقيم ) و اشاره به اكتسابى بودن برخى از علوم ( اكىردderiugcA) علم اكتسابى و ( نيچرال ساينيسlarutaN ecneicS) .