تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
و درود خدا بر او ، فرمود : اى فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا ، زيرا اگر روز نرسيده ، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند .

حكمت 268

اعتدال در دوستىها و دشمنىها

( اخلاق اجتماعى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : در دوستى با دوست مدارا كن ، شايد روزى دشمن تو گردد ، و در دشمنى با دشمن نيز مدارا كن ، زيرا شايد روزى دوست تو گردد .

حكمت 269

روش برخورد با دنيا

( اعتقادى ، اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : مردم در دنيا دو دسته‌اند ، يكى آن كس كه در دنيا براى دنيا كار كرد ، و دنيا او را از آخرتش بازداشت ، بر بازماندگان خويش از تهيدستى هراسان ، و از تهيدستى خويش در امان است ، پس زندگانى خود را در راه سود ديگران از دست مىدهد . و ديگرى آن كه در دنيا براى آخرت كار مىكند ، و نعمت‌هاى دنيا نيز بدون تلاش به او روى مىآورد ، پس بهرهء هر دو جهان را چشيده ، و مالك هر دو جهان مىگردد ، و با آبرومندى در پيشگاه خدا صبح مىكند ، و حاجتى را از خدا درخواست نمىكند جز آن كه روا مىگردد .

حكمت 270

ضرورت حفظ اموال كعبه

( تاريخى ، فقهى ، اقتصادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( در زمان حكومت عمر ، نسبت به فراوانى زيور و زينت‌هاى كعبه صحبت شد ، گروهى گفتند آنها را براى لشكر اسلام مصرف كن ، كعبه زر و زينت نمىخواهد ، وقتى از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند ، فرمود ) همانا قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگامى نازل گرديد كه اموال چهار قسم بود ، اموال مسلمانان ، كه آن را بر أساس سهم هر يك از وارثان ، تقسيم كرد ، و غنيمت جنگى كه آن را به نيازمندانش رساند ، و خمس ، كه خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود ، و صدقات ، كه خداوند راه‌هاى بخشش آن را مشخّص فرمود . و زيور آلات و زينت كعبه از اموالى بودند كه خدا آن را به حال خود گذاشت ، نه از روى فراموشى آن را ترك كرد ، و نه از چشم خدا پنهان بود ، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنان كه خدا و پيامبرش آن را به حال خود واگذاشتند . ( عمر گفت : اگر تو نبودى رسوا مىشديم ، و متعرّض زيور آلات كعبه نشد )

حكمت 271

روش صحيح قضاوت

( قضايى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( دو نفر دزد را خدمت امام آوردند كه از بيت المال دزدى كرده بودند ، يكى بردهء مردم ، و ديگرى برده‌اى جزو بيت المال بود ، امام فرمود ) برده‌اى كه از بيت المال است حدّى بر او نيست ، زيرا مال خدا مقدارى از مال خدا را خورده است ، امّا ديگرى بايد حدّ دزدى با شدّت بر او اجرا گردد ( سپس دست او را بريد ) .