مىگويم : ( ياسرون ، كسانى هستند كه با تيرها بر سر شترى مسابقه مىدهند ، و فالج ، يعنى چيره دست پيروز ، مىگويند . قد فلج عليهم و فلجهم . يعنى بر آنان پيروز شدند ، و آنان را مغلوب كردند ، و راجز « 1 » مىگويد : چيره دستى را ديدم كه پيروز شد . )
9 - روايتى ديگر از امام
جهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
هر گاه آتش جنگ شعله مىكشيد ، ما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه مىبرديم ، كه در آن لحظه كسى از ما همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دشمن نزديكتر نبود .
( وقتى ترس از دشمن بزرگ مىنمود ، و جنگ به گونهاى مىشد كه گويا جنگجويان را مىخواهد در كام خود فرو برد ، مسلمانان به پيامبر پناهنده مىشدند ، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد ، و خداوند به وسيله او نصرت و پيروزى را بر آنان نازل فرمايد ، و در سايه آن حضرت ايمن گردند ، اما جمله
« اذا احمرّ البأس »
كنايه از شدّت كارزار است . در اين باره سخنان متعدّدى گفته شده كه بهترين آنها اينكه امام داغى جنگ را به شعلههاى سوزان آتش تشبيه كرده است ، و از چيزهايى كه اين نظر را تقويت مىكند ، سخن پيامبر در جنگ حنين است ، هنگامى كه نبرد سخت شد و شمشير زدن مردم را در جنگ « هوازن » مشاهده كرد فرمود :
« الآن حمى الوطيس »
اكنون تنور جنگ داغ شد ، « وطيس » تنور آتش است ، بنا بر اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داغى و گرمى جنگ را به افروختگى و شدّت شعلهورى آتش تشبيه فرموده است ) .
هامش
( 1 ) راجز ، فضل بن قدامه عجلى و لقب او ، ابو النّجم است ، او از شاعران عصر اموى است كه در سال 130 هجرى درگذشت .