تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
« حاققته حقاقا » بمعنى رشد عقلى است ، يعنى به مرحله‌اى برسد كه حقوق و احكام در بارهء او اجرا شود ، اما آن كس كه نصّ الحقائق نقل كرده منظورش از حقايق ، جمع « حقيقت » است . اين بود معنايى كه « ابو عبيد قاسم بن سلام » « 1 » براى اين جمله كرده است ، اما نظر من اين است كه منظور از « نصّ الحقاق » اين است كه زن به مرحله‌اى برسد كه جائز باشد تزويج كند ، و اختياردار حقوق خود شود ، اين در حقيقت تشبيه به « حقاق » در شتر است چرا كه « حقاق » جمع حقّه و « حق » است به معنى شترى كه سه سالش تمام و آماده بهره‌بردارى است . « حقائق » نيز جمع حقّه است ، بنا بر اين هر دو تعبير به يك معنى باز مىگردد ، هر چند معنى دوم به روش عرب شبيه‌تر است .

5 - روايتى ديگر از امام

تأثير ايمان در روح

ايمان نقطه‌اى نورانى در قلب پديد آورد كه هر چه ايمان رشد كند آن نيز فزونى يابد . ( لمظة نقطه سياه يا سفيد است ، مىگويند فرس المظ ، يعنى اسبى كه در لب او نقطه سپيدى باشد )

6 - روايتى ديگر از امام

ضرورت پرداخت زكات

هر گاه انسان طلبى دارد كه نمىداند وصول مىشود يا نه ، پس از دريافت آن واجب است زكات آن را براى سالى كه گذشته ، بپردازد . مىگويم : ( بنا بر اين « دين ظنون » آن است كه طلب كار نمىداند آيا مىتواند از بدهكار وصول كند يا نه ؟ گويا طلب كار در حال ظنّ و گمان است ، گاهى اميد دارد كه بتواند آن را بستاند ، و گاهى اميد دارد كه بتواند آن را بستاند ، و گاهى نه ، اين از فصيح‌ترين سخنان است ، همچنين هر كارى كه طالب آن هستى و نمىدانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود ، آن را « ظنون » گويند . و گفته اعشى شاعر عرب از همين باب است ، آنجا كه مىگويد : « چاهى كه معلوم نيست آب دارد يا نه ، و از محلى كه باران گير باشد دور است ، نمىشود آن را همچون فرات ، كه پر از آب است ، و كشتى و شناگر ماهر را از پا در مىآورد ، قرار داد » « جدّ » چاه قديمى بيابانى را گويند ، و ظنون آن است كه معلوم نيست آب دارد يا نه ) .

7 - روايتى ديگر از امام

( وقتى لشكرى را در راه جنگ مشايعت مىكرد فرمود )

اخلاق نظامى

تا مىتوانيد از زنان دورى كنيد مى گويم : ( معنى اين سخن آن كه از ياد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ ، اعراض كنيد ، و از نزديكى با آنان امتناع ورزيد ، چه اينكه اين كار بازوان حميّت را سست ، و در تصميم شما خلل ايجاد مىنمايد ، و از حركت سريع ، و كوشش در جنگ باز مىدارد ، هر كس كه از چيزى امتناع ورزد گفته مىشود « عذب عنه » و « عازب » و « عذوب » به معنى كسى است كه از خوردن و آشاميدن امتناع مىورزد ) .

8 - روايتى ديگر از امام

اميد به پيروزى

مسلمان چونان تيراندازى ماهرى است كه انتظار دارد ، در همان نخستين تيراندازى پيروز گردد .
هامش
( 1 ) ابو عبيد بن هروى از دانشمندان فقه و حديث و ادب بود كه در سال 222 هجرى در گذشت .