حكمت 165
پرهيز از نا فرمانى خدا
( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هيچ اطاعتى از مخلوق ، در نافرمانى پروردگار روا نيست ! .
حكمت 166
پرهيز از تجاوز به حقوق ديگران
( اخلاق اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : مرد را سرزنش نكنند كه چرا حقّش را با تأخير مىگيرد ، بلكه سرزنش در آنجاست كه آنچه حقّش نيست بگيرد . « 1 »
حكمت 167
خود پسندى و محروميّتها
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : خود پسندى مانع فزونى است .
حكمت 168
توجّه به فنا پذيرى دنيا
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آخرت نزديك ، و زمان ماندن در دنيا اندك است .
حكمت 169
آينده نگرى
( اخلاقى ، اعتقادى ) و درود خدا بر او ، فرمود : صبحگاهان براى آن كه دو چشم بينا دارد روشن است .
حكمت 170
ضرورت ترك گناه
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ترك گناه آسانتر از در خواست توبه است .
حكمت 171
ره آورد شوم حرام خوارى
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بسا لقمهاى گلوگير كه از لقمههاى فراوانى محروم مىكند .
حكمت 172
نادانى و دشمنىها
( اخلاقى ، علمى ) و درود خدا بر او ، فرمود : مردم دشمن چيزهايى هستند كه نمىدانند .
حكمت 173
ارزش مشورتها
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه از افكار و آراء گوناگون استقبال كند ، صحيح را از خطا خوب شناسد .
حكمت 174
ارزش خشم در راه خدا
( اخلاق سياسى ، عقيدتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه دندان خشم در راه خدا بر هم فشارد ، بر كشتن باطل گرايان ، توانمند گردد .
حكمت 175
راه درمان ترس
( اخلاقى ، علمى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هنگامى كه از چيزى مىترسى ، خود را در آن بيفكن ، زيرا گاهى ترسيدن از چيزى ، از خود آن سختتر است .
حكمت 176
ابزار رياست ( بردبارى فراوان )
( اخلاقى ، مديريّتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بردبارى و تحمّل سختىها ، ابزار رياست است .
حكمت 177
روش برخورد با بدان
( اخلاق اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بدكار را با پاداش دادن به نيكوكار آزار ده !
حكمت 178
روش نابود كردن بدىها
( اخلاقى ، سياسى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : بدى را از سينهء ديگران ، با كندن آن از سينهء خود ، ريشه كن نما !
حكمت 179
لجاجت و سستى اراده
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : لجاجت تدبير را سست مىكند .
حكمت 180
طمع ورزى و بردگى
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : طمع ورزى ، بردگى هميشگى است .
هامش
( 1 ) شخصى از امام عليه السّلام پرسيد : چرا حقّ خود « امامت » را دير طلب كردى ؟ اين پاسخ را داد .