و در جواب مردى شامى فرمود : ( مرد شامى پرسيد آيا رفتن ما به شام ، به قضا و قدر الهى است ؟ امام با كلمات طولانى پاسخ او را داد كه برخى از آن را برگزيديم ) واى بر تو ! شايد قضاء لازم ، و قدر حتمى را گمان كردهاى ؟ اگر چنين بود ، پاداش و كيفر ، بشارت و تهديد الهى ، بيهوده بود ! خداوند سبحان ! بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند ، و نهى فرمود تا بترسند ، احكام آسانى را واجب كرد ، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود ، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد ، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد ، و با اكراه و اجبار اطاعت نمىشود ، و پيامبران را به شوخى نفرستاد ، و فرو فرستادن كتب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود ، « 1 » و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بىهدف نيافريد . اين پندار كسانى است كه كافر شدند و واى از آتشى كه بر كافران است .
حكمت 79
ارزش حكمت و بىلياقتى منافق
( علمى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت را هر كجا كه باشد ، فراگير ، گاهى حكمت در سينه منافق است و بىتابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينهء مؤمن آرام گيرد .
حكمت 80
مؤمن و ارزش حكمت
( علمى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت گمشدهء مؤمن است ، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد .
حكمت 81
ميزان ارزش انسانها ( ارزش تخصّص و تجربه )
( اخلاقى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ارزش هر كس به مقدار دانايى و تخصّص اوست .
( اين از كلماتى است كه قيمتى براى آن تصوّر نمىشود ، و هيچ حكمتى هم سنگ آن نبوده و هيچ سخنى ، والايى آن را ندارد ) « 2 »
حكمت 82
ارزشهاى والاى انسانى
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : شما را به پنج چيز سفارش مىكنم كه اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانيد و رنج سفر را تحمّل كنيد سزاوار است : كسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد ، و جز از گناه خود نترسد ، و اگر از يكى سؤال كردند و نمىداند ، شرم نكند و بگويد نمىدانم ، و كسى در آموختن آنچه نمىداند شرم نكند ، و بر شما باد به شكيبايى ، كه شكيبايى ، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بىسر ، ارزشى ندارد .
حكمت 83
روش برخورد با چاپلوسان
( اخلاقى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( به شخصى كه در ستايش امام افراط كرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ) من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى ، و برتر از آنم كه در دل دارى .
هامش
( 1 ) نقد مكتب ولونتاريسمmsiratnuloV( مكتب اصالت اراده و اختيار ) كه هر گونه جبرى را نفى مىكند ، زيرا در اسلام انسان با كمك خدا عمل مىكند .
( 2 ) جاحظ : يكى از دانشمندان اهل سنّت مىگويد ، اگر نداشتيم جز همين رهنمود ، امّت اسلامى را شافى و كافى و بى نياز كننده بود . « البيان و التبيين ج 1 ، ص 83 » .