حكمت 12
آيين دوست يا بى
( اخلاقى ، اجتماعى ، تربيتى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانترين مردم كسى است كه در دوست يا بى ناتوان است ، و از او ناتوانتر آن كه دوستان خود را از دست بدهد .
حكمت 13
روش استفادهء از نعمتها
( اخلاقى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : چون نشانههاى نعمت پروردگار آشكار شد ، با ناسپاسى نعمتها را از خود دور نسازيد .
حكمت 14
روش برخورد با خويشاوندان
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كسى را كه نزديكانش واگذارند ، بيگانه او را پذيرا مىگردد .
حكمت 15
روش برخورد با فريب خوردهگان
( اخلاق اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : هر فريب خوردهاى را نمىشود سرزنش كرد . « 1 »
حكمت 16
شناخت جايگاه جبر و اختيار
( اعتقادى ، معنوى ) و درود خدا بر او ، فرمود : كارها چنان در سيطرهء تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مىانجامد . « 2 »
حكمت 17
ضرورت رنگ كردن موها
( بهداشتى ، تجمّل و زيبايى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( از امام پرسيدند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : موها را رنگ كنيد ، و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه ؟
فرمود ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سخن را در روزگارى فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند ، امّا امروز كه اسلام گسترش يافته ، و نظام اسلامى استوار شده ، هر كس آنچه را دوست دارد انجام دهد .
حكمت 18
ره آورد شوم فرار از جنگ
( سياسى ، اخلاق نظامى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ( در بارهء آنان كه از جنگ كناره گرفتند ) حق را خوار كرده ، باطل را نيز يارى نكردند . « 3 »
حكمت 19
ره آورد شوم هواپرستى
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد ، مرگ او را از پاى در آورد .
حكمت 20
روش برخورد با جوانمردان
( اخلاقى ، اجتماعى ) و درود خدا بر او ، فرمود : از لغزش جوانمردان درگذريد ، زيرا جوانمردى نمىلغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مىسازد .
حكمت 21
ارزشها و ضدّ ارزشها
( اخلاقى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ترس با نااميدى ، و شرم با محروميّت همراه است ، و فرصتها چون ابرها مىگذرند ، پس فرصتهاى نيك را غنيمت شماريد .
حكمت 22
روش گرفتن حق
( اخلاقى ، سياسى ) و درود خدا بر او ، فرمود : ما را حقّى است اگر به ما داده شود ، و گر نه بر پشت شتران سوار شويم و براى گرفتن آن برانيم هر چند شب روى به طول انجامد . « 4 »
( اين از سخنان لطيف و فصيح است ، يعنى اگر حق ما را ندادند ، خوار خواهيم شد و بايد بر ترك شتر سوار چون بنده بنشينيم )
حكمت 23
ضرورت عمل گرايى
( اخلاقى ، اجتماعى )
هامش
( 1 ) به هنگام حركت امام عليه السّلام جهت سركوب شورشيان بصره ، سعد وقّاص و محمّد بن مسلمه ، و اسامة بن زيد و عبد اللّه بن عمر آمادهء حركت نشدند . امام از آنها پرسيد چرا آمادهء جهاد نمىشويد ؟ گفتند از اينكه مسلمانى را بكشيم ناراحتيم ! امام فرمود : بر بيعت من وفا داريد ؟ گفتند آرى ، امام فرمود به خانههاىتان برويد . آن گاه حكمت 15 را زمزمه كرد .
( 2 ) نقد مكتب ولونتاريسمmsiratnuloV( مكتب اصالت اراده و اختيار ) كه هر گونه جبرى را نفى مىكند ، زيرا در اسلام انسان با كمك خدا عمل مىكند .
( 3 ) حارث ابن حوط هم مخالف جنگ جمل بود و به امام گفت منهم مانند سعد وقّاص و عبد اللّه عمر شركت نمىكنم .
( 4 ) اين كلمات را امام عليه السّلام در روز عاشورا مطرح فرمود ، كه مردم داشتند با عثمان بيعت مىكردند .