و ارزش خدمت او را ناچيز مشمار ، تا شرافت و بزرگى كسى موجب نگردد كه كار كوچكش را بزرگ بشمارى ، يا گمنامى كسى باعث شود كه كار بزرگ او را ناچيز بدانى .
مشكلاتى كه در احكام نظاميان براى تو پديد مىآيد ، و امورى كه براى تو شبهه ناكند ، به خدا ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز گردان ، زيرا خدا براى مردمى كه علاقه داشته هدايتشان كند فرموده است :
« اى كسانى كه ايمان آورديد ، از خدا و رسول و امامانى كه از شما هستند اطاعت كنيد ، و اگر در چيزى نزاع داريد ، آن را به خدا و رسولش باز گردانيد » پس باز گرداندن چيزى به خدا ، يعنى عمل كردن به قرآن ، و باز گرداندن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى عمل كردن به سنّت او كه وحدت بخش است ، نه عامل پراكندگى .
دوّم سيماى قضات و داوران
سپس از ميان مردم ، برترين فرد نزد خود را براى قضاوت انتخاب كن ، كسانى كه مراجعه فراوان ، آنها را به ستوه نياورد ، و برخورد مخالفان با يكديگر او را خشمناك نسازد ، در اشتباهاتش پافشارى نكند ، و بازگشت به حق پس از آگاهى براى او دشوار نباشد ، طمع را از دل ريشه كن كند ، و در شناخت مطالب با تحقيقى اندك رضايت ندهد ، و در شبهات از همه با احتياطتر عمل كند ، و در يافتن دليل اصرار او از همه بيشتر باشد ، و در مراجعه پياپى شاكيان خسته نشود ، در كشف امور از همه شكيباتر ، و پس از آشكار شدن حقيقت ، در فصل خصومت از همه برندهتر باشد ، كسى كه ستايش فراوان او را فريب ندهد ، و چرب زبانى او را منحرف نسازد و چنين كسانى بسيار اندكند ! ! .
پس از انتخاب قاضى ، هر چه بيشتر در قضاوتهاى او بينديش ، و آنقدر به او ببخش كه نيازهاى او بر طرف گردد ، و به مردم نيازمند نباشد ، و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامى دار كه نزديكان تو ، به نفوذ در او طمع نكنند ، تا از توطئه آنان در نزد تو در أمان باشد .
در دستوراتى كه دادم نيك بنگر كه همانا اين دين در دست بدكاران اسير گشته بود ، كه با نام دين به هوا پرستى پرداخته ، و دنياى خود را به دست مىآوردند .
سوّم سيماى كارگزاران دولتى
سپس در امور كارمندانت بينديش ، و پس از آزمايش به كارشان بگمار ، و با ميل شخصى ، و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاى مختلف وادار نكن ، زيرا نوعى ستمگرى و خيانت است . كارگزاران دولتى را از ميان مردمى با تجربه و با حيا ،