پس به آنان كه بيشتر احسان كردى بيشتر خوشبين باش ، و به آنان كه بد رفتارى كردى بد گمانتر باش . و آداب پسنديدهاى را كه بزرگان اين امّت به آن عمل كردند ، و ملّت اسلام با آن پيوند خورده ، و رعيّت با آن اصلاح شدند ، بر هم مزن ، و آدابى كه به سنّتهاى خوب گذشته زيان وارد مىكند « 1 » ، پديد نياور ، كه پاداش براى آورندهء سنّت ، و كيفر آن براى تو باشد كه آنها را در هم شكستى . با دانشمندان ، فراوان گفتگو كن ، و با حكيمان فراوان بحث كن ، كه مايهء آبادانى و اصلاح شهرها ، و برقرارى نظم و قانونى است كه در گذشته نيز وجود داشت .
8 شناخت اقشار گوناگون اجتماعى
اى مالك بدان ! مردم از گروههاى گوناگونى مىباشند كه اصلاح هر يك جز با ديگرى امكان ندارد ، و هيچ يك از گروهها از گروه ديگر بىنياز نيست . از آن قشرها ، لشكريان خدا ، و نويسندگان عمومى و خصوصى ، قضات دادگستر ، كارگزاران عدل و نظم اجتماعى ، جزيه دهندگان ، پرداخت كنندگان ماليات ، تجّار و بازرگانان ، صاحبان صنعت و پيشهوران ، و نيز طبقه پايين جامعه ، يعنى نيازمندان و مستمندان مىباشند ، كه براى هر يك خداوند سهمى مقرّر داشته ، و مقدار واجب آن را در قرآن يا سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تعيين كرده كه پيمانى از طرف خداست و نگهدارى آن بر ما لازم است . پس سپاهيان به فرمان خدا ، پناهگاه استوار رعيّت ، و زينت و وقار زمامداران ، شكوه دين ، و راههاى تحقّق امنيّت كشورند . امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد ، و پايدارى سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيّت انجام نمىشود كه با آن براى جهاد با دشمن تقويت گردند ، و براى اصلاح امور خويش به آن تكيّه كنند ، و نيازمندىهاى خود را بر طرف سازند . « 2 » سپس سپاهيان و مردم ، جز با گروه سوم نمىتوانند پايدار باشند ، و آن قضات ، و كارگزاران دولت ، و نويسندگان حكومتند ، كه قراردادها و معاملات را استوار مىكنند ، و آنچه به سود مسلمانان است فراهم مىآورند ، و در كارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند . و گروههاى ياد شده بدون بازرگانان ، و صاحبان صنايع نمىتوانند دوام بياورند ، زيرا آنان وسائل زندگى را فراهم مىآورند ، و در بازارها عرضه مىكنند ، و بسيارى از وسايل زندگى را با دست مىسازند كه از توان ديگران خارج است . قشر ديگر ، طبقه پايين از نيازمندان و مستمندانند كه بايد به آنها بخشش و يارى كرد .
براى تمام اقشار گوناگون ياد شده ، در پيشگاه خدا گشايشى است ، و همهء آنان به مقدارى
هامش
( 1 ) اشاره به نقد : ترديسيوناليسمmsilanoitidarT( احترام به اصالت سنن و آداب ) و نقد ريتو آليسمmsilautiR( آداب پرستى افراطى ) كه عكس ديالكتيكcitcelaiD( تغيير عمومى ) است ، از ديدگاه امام ( ع ) نه همهء سنّتها اصالت دارند و نه همهء سنّتها را بايد طرد كرد ، بلكه با ارزيابى صحيح بايد آداب و سنن نيكو را محترم شمرد .
( 2 ) - نقد ميليتاريسمmsiratiliM( اصالت دادن به امور نظامى ) كه ارتش و نظاميان با اينكه جايگاه مهمّ و ارزشمندى در جامعه اسلامى دارند ، امّا نبايد به نظامى و نظامىگرى اصالت داد .