خويشاوندانت را گرامى دار ، زيرا آنها پر و بال تو مىباشند ، كه با آن پرواز مىكنى ، و ريشهء تو هستند كه به آنها باز مىگردى ، و دست نيرومند تو مىباشند كه با آن حمله مىكنى . دين و دنياى تو را به خدا مىسپارم ، و بهترين خواستهء الهى را در آينده و هم اكنون ، در دنيا و آخرت ، براى تو مىخواهم ، با درود .
ترجمهء نامه 32
( نامهاى به معاويه )
افشاى سياست استحمارى معاويه
اى معاويه ! گروهى بسيار از مردم را به هلاكت كشاندى ، و با گمراهى خود فريبشان دادى ، و در موج سركش درياى جهالت خود غرقشان كردى ، كه تاريكىها آنان را فرا گرفت ، و در امواج انواع شبهات غوطهور گرديدند ، كه از راه حق به بيراهه افتادند ، و به دوران جاهليت گذشتگانشان روى آوردند ، و به ويژگىهاى جاهلى خاندانشان نازيدند ، جز اندكى از آگاهان كه مسير خود را تغيير دادند ، و پس از آن كه تو را شناختند از تو جدا شدند ، و از يارى كردن تو به سوى خدا گريختند ، زيرا تو آنان را به كار دشوارى وا داشتى ، و از راه راست منحرفشان ساختى .
اى معاويه ! در كارهاى خود از خدا بترس ، و اختيارت را از كف شيطان در آور ، كه دنيا از تو بريده و آخرت به تو نزديك شده است .
ترجمهء نامه 33
( نامه به فرماندار مكّه قثم بن عبّاس ، پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سال 39 هجرى كه عوامل معاويه قصد توطئه در شهر مكّه را داشتند ) « 1 »
هشدار از تبليغات دروغين ياران معاويه در مراسم حج
پس از ياد خدا و درود ، همانا مأمور اطلاعاتى من در شام « 2 » به من اطلاع داده است كه گروهى از مردم شام براى مراسم حج به مكّه مىآيند ، مردمى كور دل ، گوشهايشان در شنيدن حق ناشنوا ، و ديدههايشان نابينا ، كه حق را از راه باطل مىجويند ، و بنده را در نافرمانى از خدا ، فرمان مىبرند ، دين خود را به دنيا مىفروشند ، و دنيا را به بهاى سراى جاودانه نيكان و پرهيزكاران مىخرند ، در حالى كه در نيكىها ، انجام دهندهء آن پاداش گيرد ، و در بدىها جز بدكار كيفر نشود . پس در ادارهء امور خود هشيارانه و سر سختانه استوار باش ، نصيحت دهندهاى عاقل ، پيرو حكومت ، و فرمانبردار امام خود باش ،
هامش
( 1 ) قثم فرزند عبّاس بن عبد المطلب و پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بسيار شبيه به پيامبر بود ، و آخرين كسى بود كه با پيامبر به هنگام دفن او وداع كرد و تا هنگام شهادت امام عليه السّلام فرماندار مكّه بود ، در حكومت معاويه به سمرقند رفت و در آنجا در سال 57 هجرى به شهادت رسيد .
( 2 ) به شام ، مغرب نيز مىگفتند ( چون در مغرب كوفه قرار داشت ) شام بزرگ شامل سوريه لبنان و فلسطين بود كه اين مناطق در كنار درياى مغرب واقع است .