تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
عمر بيشتر ، تندرستى بدن ، و گشايش در روزى . سپس خداوند كليدهاى گنجينه‌هاى خود را در دست تو قرار داده كه به تو اجازه دعا كردن داد ، پس هر گاه اراده كردى مىتوانى با دعا ، درهاى نعمت خدا را بگشايى ، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد . هرگز از تأخير اجابت دعا نا اميد مباش ، زيرا بخشش الهى باندازهء نيّت است ، گاه ، در اجابت دعا تأخير مىشود تا پاداش درخواست كننده بيشتر و جزاى آرزومند كامل‌تر شود ، گاهى درخواست مىكنى امّا پاسخ داده نمىشود ، زيرا بهتر از آنچه خواستى به زودى يا در وقت مشخّص ، به تو خواهد بخشيد ، يا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستى ، دعا به اجابت نمىرسد ، زيرا چه بسا خواسته‌هايى دارى كه اگر داده شود مايهء هلاكت دين تو خواهد بود ، پس خواسته‌هاى تو به گونه‌اى باشد كه جمال و زيبايى تو را تأمين ، و رنج و سختى را از تو دور كند ، پس نه مال دنيا براى تو پايدار ، و نه تو براى مال دنيا باقى خواهى ماند .

12 ضرورت ياد مرگ

پسرم ، بدان تو براى آخرت آفريده شدى ، نه دنيا ، براى رفتن از دنيا ، نه پايدار ماندن در آن ، براى مرگ ، نه زندگى جاودانه در دنيا ، كه هر لحظه ممكن است از دنيا كوچ كنى ، و به آخرت در آيى . و تو شكار مرگى هستى كه فرار كنندهء آن نجاتى ندارد ، و هر كه را بجويد به آن مىرسد ، و سرانجام او را مىگيرد . پس ، از مرگ بترس ! نكند زمانى سراغ تو را گيرد كه در حال گناه يا در انتظار توبه كردن باشى و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد ، كه در اين حال خود را تباه كرده‌اى . پسرم ! فراوان به ياد مرگ باش ، و به ياد آنچه كه به سوى آن مىروى ، و پس از مرگ در آن قرار مىگيرى . تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش ، نيروى خود را افزون ، و كمر همّت را بسته نگهدار كه ناگهان نيايد و تو را مغلوب سازد . مبادا دلبستگى فراوان دنيا پرستان ، و تهاجم حريصانه آنان به دنيا ، تو را مغرور كند ، چرا كه خداوند تو را از حالات دنيا آگاه كرده ، و دنيا نيز از وضع خود تو را خبر داده ، و از زشتىهاى روزگار پرده برداشته است .

13 شناخت دنيا پرستان

همانا دنيا پرستان چونان سگ‌هاى درنده ، عو عو كنان ، براى دريدن صيد در شتابند ، برخى به برخى ديگر هجوم آورند ، و نيرومندشان ، ناتوان را مىخورد ، و بزرگ‌ترها كوچك‌ترها را . و يا چونان شترانى هستند كه برخى از آنها پاى بسته ، و برخى ديگر در بيابان رها شده ، كه راه گم كرده و در جادّه‌هاى نامعلومى در حركتند ، و در وادى پر از آفت‌ها ، و در شنزارى كه حركت با كندى صورت مىگيرد گرفتارند ، نه چوپانى دارند كه به كارشان برسد ، و نه چراننده‌اى كه به چراگاهشان ببرد . دنيا آنها را به راه كورى كشاند . و ديدگانشان را از چراغ هدايت بپوشاند ، در بيراهه سرگردان ، و در نعمت‌ها غرق شده‌اند ،
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 531 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى