و با يارى فرمانبر مطيع ، نافرمان اهل ترديد را درهم مىشكنم ، تا آن روز كه دوران زندگانى من به سر آيد . پس سوگند به خدا ، من همواره از حق خويش محروم ماندم ، و از هنگام وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا امروز حق مرا از من باز داشته و به ديگرى اختصاص دادند .
ترجمه خطبه 7
شناخت پيروان شيطان
منحرفان ، شيطان را معيار كار خود گرفتند ، و شيطان نيز آنها را دام خود قرار داد و در دلهاى آنان تخم گذارد ، و جوجههاى خود را در دامانشان پرورش داد . با چشمهاى آنان مىنگريست و با زبانهاى آنان سخن مىگفت . پس با يارى آنها بر مركب گمراهى سوار شد و كردارهاى زشت را در نظرشان زيبا جلوه داد ، مانند رفتار كسى كه نشان مىداد در حكومت شيطان شريك است و با زبان شيطان ، سخن باطل مىگويد .
ترجمه خطبه 8
( در اين سخنان ارزشمند در سال 36 هجرى به بيعت زبير ، اشاره دارد )
پيمان شكنى زبير
زبير ، مىپندارد با دست بيعت كرد نه با دل ، « 1 » پس به بيعت با من اقرار كرده ولى مدّعى انكار بيعت با قلب است ، بر او لازم است بر اين ادّعا دليل روشنى بياورد ، يا به بيعت گذشته باز گردد ! .
ترجمه خطبه 9
شناخت طلحه و زبير ( و اصحاب جمل )
چون رعد خروشيدند و چون برق درخشيدند ، اما كارى از پيش نبردند و سر انجام سست گرديدند ! ولى ما اين گونه نيستيم ، تا عمل نكنيم ، رعد و برقى نداريم ، و تا نباريم سيل جارى نمىسازيم .
هامش
( 1 ) . در روز بيعت ، طلحه و زبير ، در پيشاپيش مردم فرياد بيعت ، بيعت ، سر مىدادند . وقتى زبير دست امام را گرفت تا بيعت كند ، امام به او فرمود « مىترسم كه بيعت خود را بشكنى و بى وفا گردى ! » نظر امام درست بود ، پس از زمان كوتاهى طلحه و زبير به شورشيان پيوستند و با امام در جنگ جمل جنگيدند ، در صورتى كه مادر زبير بن عوام ، صفيّه عمّهء امام على عليه السّلام بود .