تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧

ترجمهء خطبه 240

( در سال 35 هجرى وقتى عثمان محاصره شد ، ابن عباس را فرستاد كه على عليه السّلام در مدينه نباشد و به باغات ينبع « محلّى در اطراف مدينه » برود ، كه مردم به نام او شعار ندهند ، امام رفت . وقتى احتياج شديد به يارى داشت پيغام داد و امام به مدينه برگشت . دوباره ابن عباس را فرستاد كه على عليه السّلام از مدينه خارج شود ، امام فرمود )

نكوهش از موضع گيرىهاى نارواى عثمان

اى پسر عبّاس ! عثمان جز اين نمىخواهد كه مرا سرگردان نگهدارد ، گاهى بروم ، و زمانى برگردم ، « 1 » يك بار پيغام فرستاد از مدينه خارج شوم ، دوباره خبر داد كه باز گردم ، هم اكنون تو را فرستاده كه از شهر خارج شوم . به خدا سوگند ، آنقدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم ! .

ترجمهء خطبه 241

( در اين سخنرانى ياران را به جهاد تشويق مىكند )

تشويق براى جهاد

خدا شكر گزارى را بر عهدهء شما نهاده ، و امر حكومت را در دست شما گذارده ، و فرصت مناسب در اختيارتان قرار داده است تا براى جايزهء بهشت با هم ستيز كنيد . پس كمربندها را محكم ببنديد ، و دامن همّت بر كمر زنيد ، كه به دست آوردن ارزش‌هاى و الا با خوشگذرانى ميسّر نيست ! چه بسا خواب‌هاى شب كه تصميم‌هاى روز را از بين برده « 2 » ، و تاريكىهاى فراموشى كه همّتهاى بلند را نابود كرده است .
هامش
( 1 ) يجعلني جملا ناصحا ( مرا چون شتر آبكش قرار داد ) ضرب المثل است و پيامش همان است كه در ترجمه آمد . دلو بزرگ چاه آب را با طنابى بر شتر مىبستند ، وقتى از چاه دور مىشد دلو بالا كشيده شده زمين آبيارى مىشد و چون به عقب بر مىگشت و به چاه نزديك مىشد دلو آب به ته چاه مىرسيد . ( 2 ) اشاره به علم : هيپنولوژىygolonpyH( خواب شناسى )