دريايى است كه ژرفاى آن درك نشود ، راهى است كه روندهء آن گمراه نگردد ، شعلهاى است كه نور آن تاريك نشود ، جدا كننده حق و باطلى است كه درخشش برهانش خاموش نگردد ، بنايى است كه ستونهاى آن خراب نشود ، شفا دهندهاى است كه بيمارىهاى وحشت انگيز را بزدايد ، قدرتى است كه ياورانش شكست ندارند ، و حقّى است كه يارى كنندگانش مغلوب نشوند .
قرآن ، معدن ايمان و اصل آن است ، چشمههاى دانش و درياهاى علوم است ، سرچشمهء عدالت ، و نهر جارى دل است ، پايههاى اسلام و ستونهاى محكم آن است ، نهرهاى جارى زلال حقيقت ، و سرزمينهاى آن است .
دريايى است كه تشنگان آن ، آبش را تمام نتوانند كشيد ، و چشمهاى است كه آبش كمى ندارد ، محل برداشت آبى است كه هرچه از آن برگيرند كاهش نمىيابد ، منزلى است كه مسافران راه آن را فراموش نخواهند كرد ، و نشانههايى است كه روندگان از آن غفلت نمىكنند ، كوهسار زيبايى است كه از آن نمىگذرند .
خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان ، و باران بهارى براى قلب فقيهان ، و راه گسترده و وسيع براى صالحان قرار داده است . قرآن دارويى است كه با آن بيمارى وجود ندارد ، نورى است كه با آن تاريكى يافت نمىشود ، ريسمانى است كه رشتههاى آن محكم ، پناهگاهى است كه قلّه آن بلند ، و توان و قدرتى است براى آن كه قرآن را برگزيند ، محل امنى است براى هر كس كه وارد آن شود ، راهنمايى است تا از او پيروى كند ، وسيله انجام وظيفه است براى آن كه قرآن را راه و رسم خود قرار دهد ، برهانى است بر آن كس كه با آن سخن بگويد ، عامل پيروزى است براى آن كس كه با آن استدلال كند ، نجات دهنده است براى آن كس كه حافظ آن باشد و به آن عمل كند ، و راهبر آن كه آن را به كار گيرد ، و نشانه هدايت است براى آن كس كه در او بنگرد ، سپر نگهدارنده است براى آن كس كه با آن خود را بپوشاند ، و دانش كسى است كه آن را به خاطر بسپارد ، و حديث كسى است كه از آن روايت كند ، و فرمان كسى است كه با آن قضاوت كند .
ترجمه خطبه 199
( اين سخنرانى در آستانهء يكى از جنگها ايراد شد ) همواره يارانش را به آن سفارش مىكرد :
1 ره آورد نماز
مردم ! ( خواندن و اقامهء ) نماز را بر عهده گيريد ، و آن را حفظ كنيد ، زياد نماز بخوانيد ، و با نماز خود را به خدا نزديك كنيد . « نماز دستورى است كه در وقتهاى خاص بر مؤمنان واجب گرديده است » آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمىدهيد ، آن هنگام كه از آنها پرسيدند :
چه چيز شما را به دوزخ كشانده است ؟ گفتند : « ما از نماز گزاران نبوديم » همانا نماز ، گناهان را چونان برگهاى پاييزى فرو مىريزد ، و غل و زنجير گناهان را از گردنها مىگشايد ، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز را به چشمهء آب گرمى كه بر در سراى مردى جريان داشته باشد ،