و جولانگاه بلا و سختىهاست ، پس شرارههاى تعصّب و كينههاى جاهلى را در قلب خود خاموش سازيد ، كه تكبّر و خود پرستى در دل مسلمان از آفتهاى شيطان ، غرورها ، و كششها و وسوسههاى اوست .
تاج تواضع و فروتنى را بر سر نهيد ، و تكبر و خود پسندى را زير پا بگذاريد ، و حلقههاى زنجير خود بزرگ بينى را از گردن باز كنيد ، و تواضع و فروتنى را سنگر ميان خود و شيطان و لشكريانش قرار دهيد ، زيرا شيطان از هر گروهى لشكريان و يارانى سواره و پياده دارد . و شما همانا قابيل « 1 » نباشيد كه بر برادرش تكبّر كرد ، خدا او را برترى نداد ، خويشتن را بزرگ مىپنداشت ، و حسادت او را به دشمنى واداشت ، تعصّب آتش كينه در دلش شعلهور كرد ، و شيطان باد كبر و غرور در دماغش دميد ، و سر انجام پشيمان شد ، و خداوند گناه قاتلان را تا روز قيامت بر گردن او نهاد .
5 پرهيز از تكبّر و اخلاق جاهلى
آگاه باشيد ! در سركشى و ستم زياده روى كرديد ، و در زمين در دشمنى با خداوند فساد به راه انداختيد ، و آشكارا با بندگان خدا به نبرد پرداختيد . خدا را ! خدا را ! از تكبّر و خودپسندى ، و از تفاخر جاهلى بر حذر باشيد ، كه جايگاه بغض و كينه و رشد وسوسههاى شيطانى است ، كه ملّتهاى گذشته ، و امّتهاى پيشين را فريب داده است ، تا آنجا كه در تاريكىهاى جهالت فرو رفتند ، و در پرتگاه هلاكت سقوط كردند ، و به آسانى به همان جايى كه شيطان مىخواست كشانده شدند . كبر و خود پسندى چيزى است كه قلبهاى متكبّران را همانند كرده تا قرنها به تضاد و خونريزى گذراندند ، و سينهها از كينهها تنگى گرفت .
6 پرهيز از سران متكبّر و خود پسند
آگاه باشيد ! زنهار ! زنهار ! از پيروى و فرمانبردارى سران و بزرگانتان ، آنان كه به اصل و حسب خود مىنازند ، و خود را بالاتر از آنچه كه هستند مىپندارند ، و كارهاى نادرست را به خدا نسبت مىدهند ، و نعمتهاى گسترده خدا را انكار مىكنند ، تا با خواستههاى پروردگارى مبارزه كنند ، و نعمتهاى او را ناديده انگارند . آنان شالودهء تعصّب جاهلى ، و ستونهاى فتنه ، و شمشيرهاى تفاخر جاهليّت هستند .
پس ، از خدا پروا كنيد ، و با نعمتهاى خدادادى درگير نشويد ، و به فضل و بخشش او حسادت نورزيد ، و از فرومايگان اطاعت نكنيد ، آنان كه تيرگىشان را با صفاى خود نوشيديد ، و بيمارىشان را با سلامت خود درهم آميختهايد ، و باطل آنان را با حق خويش مخلوط كردهايد ، در حالى كه آنان ريشهء همه فسقها و انحرافات و همراه انواع گناهانند .
هامش
( 1 ) قابيل بر فرزند مادرش ( هابيل ) تكبّر كرد .