نخست مىانديشد ، اگر نيك بود اظهار مىدارد ، و چنانچه ناپسند ، پنهانش مىكند ، در حالى كه منافق آنچه بر زبانش آمد مىگويد ، و نمىداند چه به سود او ، و چه حرفى بر ضرر اوست ؟
و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
« ايمان بندهاى استوار نگردد تا دل او استوار شود ، و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد . » پس هر كس از شما بتواند خدا را در حالى ملاقات كند كه دستش از خون و اموال مسلمانان پاك ، و زبانش از عرض و آبروى مردم سالم ماند ، بايد چنين كند .
5 پرهيز از بدعتها
اى بندگان خدا ! آگاه باشيد مؤمن كسى است كه حلال خدا را هم اكنون حلال ، و حرام خدا را هم اكنون حرام بشمارد ، و آنچه را مردم با بدعتها تغيير دادند ، چيزى از حرام را حلال نمىكند ، زيرا حلال همان است كه خدا حلال كرده و حرام همان چيزى است كه خدا حرام شمرده است . « 1 » پس شما در امور و حوادث روزگار تجربه آموختيد ، و از تاريخ گذشتگان پند گرفتيد ، مثلها براى شما زدهاند ، و به امرى آشكار دعوت شدهايد ، جز ناشنوايان كسى ادّعاى نشنيدن حق را ندارد ، و جز كوران و كور دلان كسى ادّعاى نديدن واقعيّتها نمىكند . آن كس كه از آزمايشها و تجربههاى خدا دادى سودى نبرد از هيچ پند و اندرزى سود نخواهد برد و كوته فكرى دامنگير او خواهد شد تا آنجا كه بد را خوب ، و خوب را بد مىنگرد .
و همانا مردم دو دستهاند ، گروهى پيرو شريعت و دين ، و برخى بدعت گزارند كه از طرف خدا دليلى از سنّت پيامبر ، و نورى از براهين حق ندارند .
6 ويژگىهاى قرآن
همانا خداوند سبحان كسى را به چيزى چون قرآن پند نداده است ، كه قرآن ريسمان استوار خدا ، و وسيلهء ايمنى بخش است . در قرآن بهار دل ، و چشمههاى دانش است ، براى قلب جلايى جز قرآن نتوان يافت ، بخصوص در جامعهاى كه بيدار دلان در گذشته و غافلان و تغافل كنندگان حضور دارند .
پس هر جا كه نيكى ديديد يارى كنيد ، و هر گاه چيز بد و ناروايى مشاهده كرديد دورى گزينيد ، زيرا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همواره مىفرمود :
« اى فرزند آدم ، كار نيك را انجام ده ، و كار بد را واگذار ، اگر چنين كنى در راه راست الهى قرار خواهى داشت »
7 اقسام ظلم و ستم
آگاه باشيد كه ظلم بر سه قسم است ، ظلمى كه نابخشودنى است ، و ظلمى كه بدون مجازات نمىماند ، و ظلمى كه بخشودنى و جبران شدنى است ، امّا ظلمى كه نابخشودنى است ، شرك به خداى سبحان است ، كه فرمود : « خداوند هيچ گاه از شرك به خود ، در نمىگذرد »
هامش
( 1 ) اثبات وجود ارزشهاى ثابت ، ملاكها و معيارهاى ثابت و نقد و ردّ تفكّر دياليك تيكى كه هر چيزى را متغيّر مىپندارد و مىگويد چيز ثابتى وجود ندارد .