و آنجا كه فرود مىآيند و آنجا كه بار گشايند و آن كه از آنها كشته شود و آن كه بميرد ، خبر مىدهم .
آن روز كه مرا از دست داديد ، و نگرانىها و مشكلات بر شما باريدن گرفت ، و بسيارى از پرسش كنندگان به حيرت فرو رفته مىگويند سر انجام چه خواهد شد ؟ كه گروه بسيارى از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند .
2 خبر از فتنههاى آينده
اين حوادث هنگامى رخ نشان مىدهد كه جنگ در ميان شما طولانى شود ، و دنيا چنان بر شما تنگ گردد كه ايّام بلا را طولانى پنداريد ، تا روزى كه خداوند پرچم فتح و پيروزى را براى باقى ماندهء نيكان شما به اهتزاز در آورد ( زمان ظهور حضرت حجّت عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ) فتنهها آنگاه كه روى آورند با حق شباهت دارند ، و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست ، نشان داده مىشود ، فتنهها چون مىآيند شناخته نمىشوند ، و چون مىگذرند ، شناخته مىشوند ، فتنهها چون گرد بادها مىچرخند ، از همه جا عبور مىكنند ، در بعضى از شهرها حادثه مىآفرينند و از برخى شهرها مىگذرند .
3 خبر از فتنههاى بنى اميّه
آگاه باشيد ! همانا ترسناكترين فتنهها در نظر من ، فتنهء بنى اميّه بر شما است ، فتنهاى كور و ظلمانى كه سلطهاش همه جا را فرا گرفته و بلاى آن دامنگير نيكوكاران است . هر كس آن فتنهها را بشناسد نگرانى و سختى آن دامنگيرش گردد ، و هر كس كه فتنهها را نشناسد ، حادثهاى براى او رخ نخواهد داد .
به خدا سوگند بنى اميّه بعد از من براى شما زمامداران بدى خواهند بود ، آنان چونان شتر سركشى كه دست به زمين كوبد و لگد زند و با دندان گاز گيرد و از دوشيدن شير امتناع ورزد ، با شما چنين برخوردارى دارند ، و از شما كسى باقى نگذارند ، جز آن كس كه براى آنها سودمند باشد يا آزارى بدانها نرساند . و بلاى فرزندان بنى اميّه ، بر شما طولانى خواهد ماند چندان كه يارى خواستن شما از ايشان چون يارى خواستن بنده باشد از مولاى خويش يا تسليم شده از پيشواى خود .
فتنههاى بنى اميّه پياپى با چهرهاى زشت و ترس آور ، و ظلمتى با تاريكى عصر جاهليّت ، بر شما فرود مىآيد . نه نور هدايتى در آن پيدا ، و نه پرچم نجاتى در آن روزگاران به چشم مىخورد .
4 سرانجام تلخ و دردناك بنى اميّه
ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن فتنهها در امانيم و مردم را بدان نمىخوانيم ، سپس خدا فتنههاى بنى اميّه را نابود ، و از شما جدا خواهد ساخت مانند جدا شدن پوست از گوشت ، كه با دست قصّابى انجام پذيرد ! خدا با دست افرادى ، خوارى و ذلّت را به فرزندان اميّه مىچشاند كه به سختى آنها را كنار مىزنند ، و جام تلخ بلا و ناراحتى و مصيبت را در كامشان مىريزند ، و جز شمشير چيزى به آنها نمىدهند ، و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند .
در آن هنگام ، قريش دوست دارد آنچه در دنياست بدهد تا يك بار مرا بنگرد ، گر چه لحظهء كوتاهى ( به اندازهء كشتن شترى ) باشد ، تا با اصرار چيزى را بپذيرم كه امروز پارهاى از آن را مىخواهم نمىدهند .