تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
و آنان كه مورد اعتماد نيستند باز نكنم . خداوندا ! هر ثناگويى از سوى ستايش شده پاداشى دارد ، به تو اميد به ستم كه مرا به سوى ذخائر رحمت و گنج‌هاى آمرزش آشنا كنى . خدايا ! اين بندهء توست كه تو را يگانه مىخواند ، و توحيد و يگانگى تو را سزاست ، و جز تو كسى را سزاوار اين ستايش‌ها نمىداند . خدايا ! مرا به درگاه تو نيازى است كه جز فضل تو جبران نكند ، و آن نيازمندى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدّل نگرداند ، پس در اين مقام رضاى خود را به ما عطا فرما ، و دست نياز ما را از دامن غير خود كوتاه گردان كه « تو بر هر چيزى توانايى » .

ترجمه خطبه 92

( پس از قتل عثمان آنگاه كه مردم هجوم آوردند تا با امام على عليه السّلام بيعت كنند ، در روز جمعه 25 ذى الحجّه سال 35 هجرى در مدينه فرمود )

علل نپذيرفتن خلافت

مرا واگذاريد و ديگرى را به دست آريد ، « 1 » زيرا ما به استقبال حوادث و امورى مىرويم كه رنگارنگ و فتنه آميز است ، و چهره‌هاى گوناگون دارد و دل‌ها بر اين بيعت ثابت و عقل‌ها بر اين پيمان استوار نمىماند ، چهرهء افق حقيقت را ( در دوران خلافت سه خليفه ) ابرهاى تيرهء فساد گرفته ، و راه مستقيم حق ناشناخته ماند . آگاه باشيد ، اگر دعوت شما را بپذيرم ، بر أساس آنچه كه مىدانم با شما رفتار مىكنم و به گفتار اين و آن ، و سر زنش سرزنش كنندگان گوش فرا نمىدهم . اگر مرا رها كنيد چون يكى از شما هستم كه شايد شنواتر ، و مطيع‌تر از شما نسبت به رييس حكومت باشم ، در حالى كه من وزير و مشاورتان باشم بهتر است كه امير و رهبر شما گردم .

ترجمه خطبه 93

( برخى از مورّخان نقل كرده‌اند كه اين سخنرانى امام عليه السّلام پس از حادثهء جنگ نهروان در سال 38 هجرى ايراد شد ) .

1 ويژگىهاى علمى و سياسى امام على عليه السّلام

پس از حمد و ستايش پروردگار ، اى مردم ! من بودم كه چشم فتنه را كندم ، و جز من هيچ كس جرأت چنين كارى را نداشت ، آنگاه كه امواج سياهىها بالا گرفت و به آخرين درجه شدّت خود رسيد . پس از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . « 2 » سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست ، نمىپرسيد از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت مىگذرد ، و نه از گروهى كه صد نفر « 3 » را هدايت يا گمراه مىسازد ، جز آن كه شما را آگاه مىسازم و پاسخ مىدهم . و از آن كه مردم را بدان مىخواند و آن كه رهبريشان مىكند و آن كه آنان را مىراند ،
هامش
( 1 ) شكّى نيست كه امام على عليه السّلام از طرف خدا به امامت منصوب شد و 120 هزار حاجى از سراسر بلاد اسلامى در غدير خم به امر خدا و ابلاغ پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امام بيعت كردند ، امّا پس از 25 سال انحراف سياسى مردم در خلافت ، و تغيير ارزش‌ها ، امام در اين سخنرانى اتمام حجّت مىكند ، كه مىفرمايد : « مرا واگذاريد » يعنى شما تحمّل حكومت عدل را نداريد . امام ، طلحه و زبير را در پيشاپيش جمعيّت مىديد كه فرياد بيعت سر مىدهند ، و مىدانست آنان از اوّلين گروه‌هاى آشوب طلبى هستند كه پس از چند ماه ، جنگ جمل را بر آن حضرت تحميل خواهند كرد . ( 2 ) همهء مورّخان و صاحب نظران اعتراف كردند ، در طول تاريخ اسلام كسى جز امام على عليه السّلام به هر پرسشى پاسخ نداد ، و هر كس ادّعا كرد و گفت از من بپرسيد تا پاسخ دهم ، رسوا شد و نتوانست به هر سؤالى جواب لازم گويد . ( 3 ) ابن ابى الحديد مىگويد چون كمتر از عدد « صد » چيزى به حساب نمىآمد ، امام اين عدد را مطرح فرمود .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى