13 - عمرو بن نعمان جعفى مىگويد : امام صادق عليه السلام دوستى داشت كه از آنحضرت جدا نمىشد . روزى آن شخص به غلامش گفت : اى فرزند زن بدكاره كجا بودى ؟ امام عليه السلام دستش را بلند كرد و به پيشانىاش زد و فرمود :
« سبحان اللَّه تقذف امّه ، قد كنتُ أرى أنّ لك ورعاً ، فإذا ليس لك ورع .
« سبحان اللَّه ! مادرش را متّهم مىكنى ؟ من فكر مىكردم تو تقوا دارى ولى معلوم مىشود كه پروا و تقوا ندارى . »
گفت : فدايت گردم ! مادر او سندى و مشرك است . حضرت فرمود :
« أمَا علمت أنّ لكلّ امّة نكاحاً ، تنح عنّي » . فما رأيته يمشي معه حتى فرّق بينهما الموت » « 1 » .
« آيا نمىدانى كه هر ملّتى براى خود سنّت ازدواجى دارد . از من دور شو . »
از آن پس نديدم كه امام با آن مرد راه برود تا اينكه مرگ بين آنان جدايى انداخت .
14 - امام باقر عليه السلام فرمود :
« إنّ أسرع الخير ثواباً البرّ ، وإنّ أسرع الشرّ عقوبة البغي ، وكفى بالمرء عيباً أن يبصر من الناس ما يعمى عنه من نفسه ، أو يعيّر الناس بما لا يستطيع تركه ، أو يؤذي جليسه بما لا يعنيه » « 2 » .
« سريعترين خير از جهت ثواب ، نيكوكارى است و سريعترين شرّ از جهت كيفر ، ظلم و سركشى است ، و كفايت مىكند در عيب انسان كه توجّه كند به آن عيبهايى از مردم كه در خود آنها را ناديده مىگيرد ، و يا خورده بگيرد بر مردم آنچه را كه خودش طاقت ترك آن را ندارد ، يا اذيّت كند همنشين خود را به آنچه به وى ربطى ندارد . »
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 73 ، ص 330 ، حديث 1 .
( 2 ) - همان ، باب 74 ، ص 332 ، حديث 5 .