تا پنداريد « 1 » آن را از كتاب ، و نيست آن از كتاب ؛ و گويند آن از نزديك خدايست و نيست آن از نزديك خداى ؛ و گويند بر خداى دروغ و ايشان دانند *
79 - نه باشد مردمى « 2 » را كه بدهد او را خداى كتاب و حكمة و پيغامبرى ، پس گويد مردمان را كه باشيد بندگان مرا از بيرون خداى و لكن باشيد داناان « 3 » بدانچه هستيد مىدانيد كتاب [ و بدانچه بوديد ] مىخوانيد « 4 » *
80 - و نه فرمايد شما را كه بگيريد فريشتگان « 5 » و پيغامبران خدايان . مىفرمايد شما را بكافرى پس ازان كه شمائيد مسلمانان ؟ *
81 - كه گرفت خداى پيمان پيغامبران چون بدادم شما را « 6 » از كتاب و حكمة ، پس آمد بشما پيغامبر راست دارنده آن را كه با شماست تا بگرويد به دو « 7 » و يارى كنيد او را . گفت : بگرويديد و بگرفتيد بران شما همبستگى « 8 » ؟ گفتند : اقرار كرديم « 9 » . گفت : گواهى دهيد كه ماييم « 10 » با شما از گواهان *
82 - هر كى برگردد پس آن ، كه ايشاناند ايشان تباهكاران *
83 - بجز دين خداى مىجويند « 11 » و او را گردن نهاد آن كى اندر
هامش
( 1 ) و كه ازيشان هستند گروهان ، همى رانند بخطا زفانهاشان بكتاب تا پندارى . ( پا )
( 2 ) ( پا . خ ) - متن : مردى
( 3 ) خداىشناسان . ( خ . پا )
( 4 ) بدانچه هستيد همى آموختيد و بدانچه بوديد علم همى خوانديد . ( پا )
( 5 ) متن :
فريشته .
( 6 ) چون آوردند بشما . ( پا )
( 7 ) متن : بدان .
( 8 ) پيمان من . ( صو ) - عهد من . ( پا ) - ترجمهء : اصرى . ( هميشگى ؟ )
( 9 ) خستو شديم . ( صو )
( 10 ) منم . ( خ )
( 11 ) بجز دين خداى همى جوييد . ( پا ) - متن : مىگويند .