چوب تر يا نخل خرما ) براى همين است و بعد از خشك شدن آن دو ، هيچگونه عذابى به او نمى رسد ان شاء اللَّه . »
8 - سهل بن زياد از جمعى از اصحاب ما نقل مىكند :
« قلنا له : جعلنا اللَّه فداك ، إن لم نقدر على الجريدة ؟ فقال : عود السدر . قيل : فإن لم نقدر على السدر ؟ فقال : عود الخلاف » « 1 »
. « به امام عليه السلام گفتيم : فدايت گرديم ، اگر نتوانيم جريده ( شاخهء خرما ) پيدا كنيم چه كار كنيم ؟ فرمود : چوب سدر . گفته شد : اگر چوب سدر هم نباشد ؟ فرمود : چوب خلاف . ( خلاف يا صفصاف نوعى از درخت بيداست كه در سرزمين عرب زياد وجود دارد . »
9 - جميل بن درّاج مىگويد :
« قال : إنّ الجريدة قدر شبر ، توضع واحدة من عند الترقوة إلى ما بلغت ما يلي الجلد ، والاخرى في الأيسر من عند الترقوة إلى ما بلغت من فوق القميص » « 2 »
. « جريده به اندازهء يك وجب است . يكى از آن دو در كنار استخوان بالاى سينه نزديك گردن و چسبيده به پوست بدن گذاشته مىشود و ديگرى در طرف چپ و در همان محل ولى از بالاى پيراهن كفن گذاشته مىشود . »
10 - سهل بن زياد مىگويد :
« قيل له : جعلت فداك ، ربّما حضرني من أخافه فلا يمكن وضع الجريدة على ما روينا ، فقال : ادخلها حيث ما أمكن » « 3 »
.
هامش
( 1 ) - همان ، ص 739 ، باب 8 ، حديث 1 .
( 2 ) - همان ، ص 740 ، باب 10 ، حديث 2 .
( 3 ) - همان ، ص 741 ، باب 11 ، حديث 1 .