- إبراهيم بن موسى القزاز : از امام رضا ( عليه السلام ) چيزى را مىطلبيدم وبر آن پاى
مىفشردم . پس براي استقبال گروهى از طالبيان خارج شد كه وقت نماز
در رسيد ، پس به سوى كاخى در آنجا راه كج كرد وزير درختى در
نزديكى كاخ فرود آمد در حالي كه جز ما دو نفر ، كسى نبود . پس به من
فرمود : اذان بگو . گفتم : منتظر بمانيم تا دوستانمان به ما بپيوندند ؟ فرمود :
خدا تو را بيامرزد ، نماز را بدون دليل از أول وقت به آخر وقت به تأخير
مينداز . در أول وقت ، آغاز كن . پس اذان گفتم ونماز خوانديم .
13 /
نماز واجب را در مسجد خواندن
- جابر بن عبد الله : پيامبر گروهى را در نماز نيافت . پس گفت : چه چيز شما
را از حضور در نماز باز داشته است ؟ گفتند : به خاطر اختلافى كه ميان ما
بوده است . حضرت فرمود : براي همسايه مسجد ، نمازى نيست جز در
مسجد .
- امام على ( عليه السلام ) : براي آن دسته همسايگان مسجد كه تندرست وفارغند ولى
در نمازهاى واجب حاضر نمى شوند ، نمازى نيست .
- قاضى نعمان : حضرت على ( عليه السلام ) فرمود : براي همسايه مسجد ، نمازى نيست
جز در مسجد ، مگر اينكه بيمارى يا عذرى داشته باشد . به حضرت گفته
شد : اى أمير مؤمنان چه كسى همسايه محسوب مى شود ؟ حضرت
فرمود آن كه صداى اذان را مى شنود .
- امام صادق ( عليه السلام ) : نماز را در مسجد بخوانيد .
- إبراهيم بن ميمون از امام صادق ( عليه السلام ) : به ايشان گفتم : مردى براي ما نماز
مى گزارد وما به أو اقتدا مى كنيم . آن نزد شما محبوب تر است يا در مسجد
خواندن ؟ فرمود : مسجد نزد من محبوب تر است .
الصلاة في الكتاب والسنة ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: محمد الريشهري
ص٥٤