آن ابتدأ كردم در عمارت آن پس معمور ماند پنجاه هزار سال پس آفريدم در آن دريائى پس ماند آن دريا در پنجاه هزار سال كه نبود چيزى آب از دهان اندازنده كه بياشامد پس خلق كردم حيواني وگماشتم أو را بر آن دريا پس آشاميد كل آن را بيك نفس بعد از آن آفريدم خلقي كوچكتر از زنبور وبزرگتر از پشه پس گماشتم آن را بر آن حيوان پس گزيد آن را وكشت أو را پس ماند دنيا خراب پنجاه هزار سال پس ابتدأ كردم در عمارت آن پس ماند پنجاه هزار سال پس آفريدم در كل دنيا نيستان ونى وآفريدم سنگ پشتها وگماشتم ايشان را بر نى پس خوردند تا آنكه باقي نماند از آن چيزى پس هلاك كردم آن را در يك ساعت پس دنيا خراب ماند پنجاه هزار سال پس ابتدأ كردم در عمارت آن پس ماند معمور پنجاه هزار سال پس خلق كردم سى هزار آدم در سى هزار سال از آدمي تا آدمي هزار سال پس نيست گردانيدم كل ايشان را بقضا وقدر خود پس خلق كردم در آن پنجاه هزار هزار شهر از نقره سفيد وآفريدم در هر شهري صد هزار هزار قصر از طلاء سرخ پس گردانيدم آن شهرها را از خردل تا هوا كه لذيذتر از شهد وشيرينتر از عسل بود وسفيدتر از برف پس آفريدم يك مرغ كورى را وگردانيدم طعام أو را در هزار هزار سال دانه در هر سال از آن خردل خورد آن را تا آخر شد پس خراب كردم دنيا را وماند خراب بپنجاه هزار سال پس ابتدأ كردم بعمارت آن ومعمور ماند هزار سال پس آفريدم پدر تو آدم عليه السلام را بدست قدرت روز جمعه وقت پيشين ونيافريدم از گل غير أو را وبيرون آوردم از پشت أو
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
( ص )
فصل شانزدهم فرمود خداى تعالى كه ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ
( 1 ) پرسيدند از پيغمبر ( ص ) از ق وآنچه در پشت اوست فرمود پيغمبر ( ص )