را عقوبت است ، گفت : بر ترك نماز و زكات و ارتكاب فساد عقوبت است ( 1 ) .
اگر گويند : اين حكايت قول دوزخيان است و در گفتار ايشان چه حجّت باشد ؟ گوييم : در قيامت معارف ضرورى باشد و مردم ملجأ باشند به آن كه دروغ نگويند ، از آن جا كه دانند كه اگر خواهند تا معصيت كنند ، منع كند ( 2 ) ايشان را از آن .
حسن گفت ما را حديث كردند كه : يك شهيد در حقّ هفتاد كس از اهل بيت خود شفاعت كند .
حسن بصرى روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : فرداى قيامت مردى بيايد از اهل بهشت و گويد : بار خدايا ! فلان كس مرا در دار دنيا شربتى آب داد و او در دوزخ است ، شفاعت من در او قبول كن و او را به من بخش .
خداى تعالى گويد : به تو بخشيدم او را . او بيايد و او را در دوزخ بجويد تا بيابد و او را بيرون آرد .
و روايت است كه رسول - عليه السلام - گفت كه : از امّت من مرد باشد كه ( 3 ) شفاعت كند گناهكاران را بيش از عدد بنى تميم . و در خبرى ديگر : مرد باشد از امّت من كه به شفاعت او بيشتر از عدد مضر به بهشت روند ( 4 ) .
* ( فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ) * ، آنگه بر سبيل تعجّب گفت : چيست آنها را كه از اين ( 5 ) تذكره و ياد كرد ، كه قرآن است ، اعراض [ 15 - ر ] مىكنند و بر مىگردند ؟ و نصب او ( 6 ) بر حال است و عامل در او استفهام است .
* ( كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ ) * ، پندارى كه اينان خرانىاند رمنده ( 7 ) ، يقال : نفرت و استنفرت ، بمعنى واحد ، و أنشد الفّراء .
هامش
( 1 ) . آد ، گا : نيست .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : منع كنند .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مرد باشد از امت من كه .
( 4 ) . آد ، گا : شوند .
( 5 ) . آج : در اين .
( 6 ) . آد ، كا : نصب معرضين .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : خرانىاند رميده .