به شيوهء هميشگى خويش شتابان پيش رفت و منازل را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت .
اگر كسانى پيشش نبودند كه به نمايندگان ملك اشرف نامه بنويسند و حركت او را خبر دهند بىگمان اهل خلاط را غافلگير مىكرد و ناگهان بر آنان مىتاخت و كارشان را مىساخت .
ولى برخى از كسانى كه او را همراهى مىكردند و مورد اعتمادش نيز بودند ، خبرهاى او را به مردم خلاط مىرساندند .
از دو روز پيش از آن كه جلال الدين خوارزمشاه به خلاط برسد ، مردم خلاط از هجوم او خبردار شده بودند .
جلال الدين در روز شنبه سيزدهم ذى القعده به ملازگرد رسيد و در آن جا اردو زد .
بعد از آن جا رفت .
دو روز ديگر ، يعنى روز دوشنبه پانزدهم ذى القعده ، نيز به خلاط رسيد و هنوز فرود نيامده و اردو نزده بود كه فرمان پيشروى داد و با مردم خلاط جنگى سخت كرد .
در نتيجه پيشروى و پافشارى و سرسختى ، لشكر او به پاى ديوار شهر رسيد ولى كشتهء بسيار داد .
در دومين پيشروى خود جنگى بسيار سخت كرد چنان كه مردم خلاط را به ستوه آورد .
بدين گونه سربازان جلال الدين خوارزمشاه سرانجام در ديوار بيرونى شهر رخنه كردند و از آن گذشتند و به ربض رسيدند كه محوطهاى ميان ديوار بيرونى و ديوار درونى شهر بود .
در آن جا به يغماى دارائى مردم و بهرهگيرى از زنان و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٨