تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
ياد كرد كه جلال الدين در تفليس است . ولى براق به سخن او التفاتى نكرد . در نتيجهء فرستاده جلال الدين بىآن كه نتيجه‌اى گرفته باشد از كرمان بازگشت . جلال الدين نيز دانست كه نمىتواند آنچه را كه در دست براق حاجب است به آسانى بگيرد و اين كار نياز به محاصره‌اى دارد كه مدتى دراز وقت مىگيرد . از اين رو خلعت‌هائى برايش فرستاد و او را در آن جا همچنان نگاه داشت . هنگامى كه ميان جلال الدين و براق پيك و پيام‌هائى رد و بدل مىشد ، فرستاده وزير جلال الدين از تفليس رسيد . با پيامى كه براى جلال الدين آورد ، او را آگاه ساخت از اين كه آن دسته از لشكريان ملك اشرف كه در خلاط به سر مىبردند به عده‌اى از سربازان وى حمله برده و آنان را شكست داده‌اند . اين خبر جلال الدين را برمىانگيخت كه به تفليس باز گردد . از اين رو شتابان به سوى تفليس برگشت .