تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
عز الدين آيبك اين كار را بدان سبب كرد كه به وى گفته بودند ملك اشرف مىخواهد سرور وى را دستگير كند و دمشق را از او بگيرد . ايبك نيز ناچار بدين كار دست زد . پس از بازگشت آنان لشكريانى از سوى ملك كامل به نزد ملك اشرف آمدند . ملك اشرف با اين گروه و سربازان ديگرى كه داشت به راه فتاد و در برابر دمشق فرود آمد و آن جا را محاصره كرد ، و اين محاصره را ادامه داد تا هنگامى كه ملك كامل به دو رسيد . با رسيدن ملك كامل محاصرهء دمشق شدت يافت و مصيبت دمشق زياد شد و دلهاى ايشان به تپش افتاد . بدترين مشكل فرمانرواى دمشق اين بود كه پول بسيار كمى داشت و بيشتر پولهاى او در كرك بود و به سبب اعتمادى كه به عموى خود ، ملك اشرف داشت ، چيزى از آن اندوخته برنداشته بود . از اين رو كارش به جائى رسيد كه از بىپولى ناچار شد زيورها و جامه‌هاى زنان خويش را بفروشد . سرانجام چنان عرصه بر او تنگ شد كه پيش عموى خود ، ملك كامل ، رفت و به او وعده داد كه دمشق و قلعهء شوبك را تسليم وى كند به شرطى كه كرك و الغور و بيسان و نابلس را همچنان در دست داشته باشد و قلعهء صرخد و توابع آن نيز در اختيار عز الدين ايبك باقى بماند . ملك كامل دمشق را تحويل گرفت و نمايندهء خويش را در دژ شهر گماشت تا برادرش ، ملك اشرف ، حران و رها و رقه و سروج